جنگل بی زمین
And Justice For All
Wednesday, September 2, 2009
دو ماه اعتراض و سرکوب
آنچه در پی می آید، گزارش دوم و تکمیلی است که پیشتر در نسخه اولیه خود با نام "خرداد خونین" منتشر شده بود، این گزارش در برگیرنده رویدادها، نقض حقوق بشر و اقدامات دستگاه امنیتی پس از انتخابات در محدود زمانی 22 خردادماه تا ابتدای شهریورماه سال 1388 است.
این گزارش ضمن ارائه تعاریف کلی از انتخابات و معیارهای انتخابات سالم، به بررسی اعتراضات مردمی و خشونت نیروهای نظامی میپردازد، مجموع گزارشات کلی از بازداشتهای جمعی افزون بر پنج هزار شهروند، ارائه آمار از 77 جان باخته خشونتهای اخیر و همچنین مشخصات قریب به 1137 بازداشت شده، قسمتهای دیگر این گزارش را تشکیل می دهد.


انتخابات

انتخابات در واقع سلسله اقدامات و عملیات منسجم و پیوسته ای است كه در یك محدوده جغرافیایی مشخص و زمانی محدود ومعین صورت می گیرد و منجر به برگزیده شدن فرد یا افراد و یا موضوع و مرام خاصی از سوی اكثریت مردم می شود.اجرا و انجام این سلسله اقدامات و عملیات كه منتج به این نتیجه گردد، اصطلاحاْ برگزای انتخابات نامیده می شود. در همین رابطه دهمین دورهٔ انتخابات ریاست جمهوری ایران، در تاریخ جمعه، ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ خورشیدی، برابر با ۱۲ ژوئن ۲۰۰۹ میلادی، برگزار شد.


معیارهای انتخابات آزاد

حق حاکمیت در هر کشور تنها می‌تواند برآمده از خواست مردم آن کشور باشد که در انتخابات راستین، آزاد، و منصفانه ـ که بطور دوره‌ای برگزار می‌شود ـ و مبتنی بر حق رأی همگانی، برابر، و مخفی است بیان می‌گردد.


حقوق انتخاباتی

هر شهروند بزرگسال این حق را دارد که :

- در انتخابات، بدور از هرگونه تبعیض، رأی بدهد

- به یک پروسه‌ی نام نویسی کارآمد، بیطرف، و بدور از تبعیض دسترسی داشته باشد.

- در صورت سلب حق رای باید بتواند به یک سیستم رسیدگی به شکایات دسترسی داشته باشد.

- دسترسی برابر و موثر به حوزه‌ی رأی گیری موجود باشد.

- رأی هر فرد باید وزنی برابر با رأی دیگری داشته باشد.

- حق رأی دادن بطور مخفی بلاشرط است و نمیباید بهیچوجه محدود گردد.


حقوق کاندیداتوری

- هر کس حق دارد در اداره‌ی کشور خویش مشارکت داشته باشد و می‌باید از امکان برابر برای کاندیدا شدن در انتخابات برخوردار باشد.

- هر کس حق دارد برای کارزار انتخاباتی به عضویت حزب یا سازمانی سیاسی درآید، یا همراه با دیگران حزب یا سازمانی سیاسی را بوجود آورد.

- دسترسی برابر به رسانه ها ــ بویژه رسانه های اطلاع رسانی جمعی

- امنیت جانی و مالی کاندیدا ها می‌باید پذیرفته شده و تأمين گردد،

- برخورداری از حمایت قانون و جبران حقوق نقض شده هر کاندیدا در جریان انتخابات

- در صورت وجود شکایت ، دسترسی به یک هیئت رسیدگی که هم توانایی بررسی چنین تصمیماتی را دارد و هم بتواند اشتباهات را بلافاصله و بطور واقعی تصحیح نماید.

- کاندیداها باید حقوق و آزادی‌های دیگران را محترم شمارد.

- کاندیداها باید نتیجه‌ی انتخابات آزاد و منصفانه را بپذیرد.


اعلام نتایج و آغاز اعتراضات در ایران

در پی اعلام نتایج دهمین دورهٔ انتخابات ریاست جمهوری ایران و اعلام پیروزی دوبارهٔ محمود احمدی‌نژاد که از سوی بسیاری از تحلیل‌گران سیاسی به‌عنوان کودتا نامیده شد، تظاهراتی در خیابان‌ها و میدان‌های تهران و همچنین شهرهای دیگر ایران، توسط هزاران تن از معترضان به نحوهٔ شمارش آرا و حامیان میرحسین موسوی، رقیب اصلی احمدی‌نژاد در انتخابات، در تاریخ ۲۳ خرداد به راه افتاد. این اعتراضات که روزهای بعد نیز ادامه یافت با برخورد نیروهای پلیس ضد شورش و حامیان شبه‌نظامی حکومت در سپاه و بسیج روبرو شد؛ به‌طوری‌که شدت آن در تهران در دههٔ گذشته بی‌سابقه بود. در روز ۲۵ خرداد، حدود ۳ میلیون نفر از معترضان با حضور میرحسین موسوی، محمد خاتمی و مهدی کروبی در راهپیمایی بزرگی در خیابان‌های مرکزی تهران از میدان امام حسین تا میدان آزادی شرکت کردند که به بزرگ‌ترین راهپیمایی ضد دولتی از زمان انقلاب بهمن ۱۳۵۷ بدل شد.

دامنه اعتراضات به نتایج انتخابات به شهرهای دیگری همچون اصفهان، شیراز، اراک، ارومیه، گرگان، مشهد، اهواز، کرمانشاه، رشت، انزلی، تبریز، بندرعباس، آمل، یزد، زاهدان نیز گسترش یافت و مکرراً خیابانها و میادین اصلی این شهرها صحنه اعتراضات و زد و خورد نیروهای شبه نظامی و انتظامی با مردم بود، در این رهگذر هزاران شهروند معترض بازداشت و صدها تن کشته و زخمی شدند.

نیروهای نظامی و به خصوص شبه نظامی موسوم به بسیج یا لباس شخصی با خشونت بی حد و حصری عملا اصول اساسی قوانین جاری همچون اصل 27 قانون اساسی را زیر پا گذارده و کمترین اعتراض مسالمت آمیز را با خشونت پاسخ گفتند، ابعاد دهشتناک خشونت ها اعتراضات جهانی را بر انگیخت.



قطع شبکه های ارتباطی و ممانعت از اطلاع رسانی

همزمان با آغاز رای گیری در ایران و قطع سرویس پیام کوتاه اختلال در ارتباط گیری و اطلاع رسانی آغاز شد و با اوج گرفتن اعتراضات اجتماعی در ایران دامنه بی سابقه ای یافت.


پیامک

سرویس ارسال پیامک(S.M.S) از شب قبل از انتخابات 22 خرداد از کار افتاد. شهروندان ایرانی که تا قبل از آن و در زمان تبلیغات انتخابات آمار ارسال پیام کوتاه‌شان به رقمی در حدود 100 میلیون پیامک در روز رسیده بود، درست از شب قبل از انتخابات با قطع این سرویس خدماتی از سوی شرکت مخابرات ایران مواجه شدند. البته وزارت مخابرات بسیار با تاخیر اعلام کرد که این مساله مشکل فنی است و ربطی به مساله‌ی انتخابات و وقایع بعد از آن ندارد، اما آن چیزی که همه‌گان بر آن اتفاق نظر داشتند همین ربط این موضوع به مساله‌ی انتخابات بود. با توجه به اعتراض‌های گسترده‌ سرانجام این سرویس از روز 10 تیرماه بعد از تائید انتخابات توسط شوری نگهبان وصل شد که در اقدامی عجیب هر پیامک ارسالی تا چند مرتبه تکرار می شد و بعضی تحلیل گران بر این باورند این اقدامی است برای جبران خسارت هیجده روز قطعی این سرویس درآمد زا. البته این سرویس تا به امروز در فواصل مشخصی به خصوص در زمانهایی که اعتراضات اجتماعی رو به افزایش رفته قطع و پس از چندی وصل شده است.


موبایل

تلفن‌های همراه هم مشکلی هم‌چون سرویس پیامک داشتند.. با شروع گسترده‌ی اعتراض‌های میلیونی مردم ایران و حضور آنان در خیابان‌ها، مخابرات به طور کامل همه‌ی تلفن‌های همراه ایرانیان را از کار انداخت. مساله‌یی که در مورد آن هیج‌گونه اظهارنظری از سوی دولت مطرح نشد و آن‌ها از پاسخ‌گویی از آن تا کنون سر باز زده‌اند. در تمامی تجمعاتی که مردم ایران در خیابان‌ها برگزار می‌کردند تلفن‌های همراه قطع می‌شد. بسیاری بر این عقیده‌اند که این موضع به خاطر جلوگیری از گزارش دهی و اطلاع‌رسانی از اعتراض‌های مردمی ایران صورت گرفته است. حتا در تجمع مقابل مجلس شورای اسلامی در میدان بهارستان هر شهروندی که در حال صحبت با موبایل بوده است یا بازداشت شده یا مورد ضرب و شتم و برخورد توهین‌آمیز مامورین لباس شخصی قرار گرفته است. البته دامنه قطعی تلفنی در روزهای اخیر و در محل تجمعات به تلفن های ثابت نیز کشیده شد.


اینترنت و فیلترینگ

در حالی که در شب 22 خرداد شمارش آرا آغاز شده بود و تلفن‌های همراه و سرویس پیامک از کار افتاده بود و فعالین سیاسی و مدنی یک به یک بازداشت می‌شدند، بسیاری از سایت‌های خبری و وبلاگ‌ها به محاق فیلتر رفتند و در عرض یک شب صدها سایت و وبلاگ از سوی کمیته‌ی فیلترینگ مورد فیلتر قرار گرفت، سایت‌های حامی مهدی کروبی و میرحسین موسوی و محسن رضایی و وبلاگ‌های هواداران آن‌ها اولین پای‌گاه‌های اینترنتی بودند که فیلتر شدند و از دسترس همه‌گان خارج شدند. قلم‌نیوز، آینده‌نیوز، سحام‌نیوز، عصر ایران، سایت اعتماد ملی،شهاب نیوز، جمهوریت، سایت شخصی محسن رضایی از جمله سایت‌هایی بودند که مورد فیلترینگ قرار گرفتند. شبکه‌های اجتماعی که با توجه به بازداشت گسترده‌ی رزونامه‌نگاران و توقیف مطبوعات و فیلترینگ به محلی مهم برای اطلاع‌رسانی قرار گرفته‌بودند نیز فیلتر شدند. یاهو مسنجر، فیس بوک، توییتر و یوتیوپ از این دست شبکه‌ها بودند. هم‌زمان با این فیلترینگ گسترده سرعت اینترنت نیز در ایران به شدت کاهش پیدا کرد و پهنای باند اینترنت در ایران بسیار کم شد. در این میان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در قالب شبکه‌ی گرداب دست به انتشار بیانیه‌هایی تهدیدآمیز نسبت به کسانی که مشغول اطلاع‌رسانی و بیان رویدادها بودند پرداخت و حتا در بیانیه‌یی عجیب از کار افتادن بسیاری از سایت‌ها را به سرویس دهنده‌گان آمریکایی نسبت داد.. در ادامه‌ی این روندها و برگزاری دادگاه‌هایی که از سوی حکومت به دادگاه «عوامل کودتای مخملی» عنوان گرفت و معترضان آن را «دادگاه‌های نمایشی» خطاب کردند، توییتر و فیسبوک به این متهم شدند که در «اغتشاشات» نقش داشته‌اند، علاوه بر این اتهام عجیب و در نوع خود بی‌سابقه راه اندازی سرویس گوگل‌ترنسلیت به زبان پارسی نیز از دیگر اقدامات «دشمنان» برای گسترش آشوب در ایران عنوان شد!


حملات اینترنتی

با شروع فیلترینگ در ایران و بستن راه‌های اطلاع‌رسانی حملات اینترنتی به پایگاه‌های خبری از سوی فیلتر کننده‌گان در دستور کار قرار گرفت. شدت حملات این گروه به قدری زیاد بود که بسیاری از سایت‌های اینترنتی از کار افتاد و کسی نمی‌توانست از آن‌ها استفاده کند. در پی این اقدام مردم معترض به نتیجه‌ي انتخابات دست به اقدام متقابل زدند و خبرگزاری‌های هم‌سو با دولت که از بودجه‌ی عمومی استفاده می‌کنند هم‌چون فارس و ایرنا را مورد هدف قرار دادند. وب‌سایت هرانا خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق‌بشر در ایران از جمله سایت‌های بود که مورد حمله قرار گرفت و هک شد.


توقیف و سانسور نشریات

محدودیت رسانه‌یی در همه‌ی ابعاد آن از شب 22 خرداد آغاز شد. توقیف و سانسور مطبوعات هم از مهم‌ترین مسائل دنبال شده از سوی دولت بود. توقیف روزنامه‌ی کلمه‌ی سبز و سانسور دیگر مطبوعات و فشار بر روی آن‌ها و روزنامه‌نگاران‌شان از جمله اقدامات انجام شده از سوی دولت بود. حتا روزنامه‌ی اعتماد ملی ارگان حزب اعتماد ملی و کروبی یکی از کاندیدهای اصلاح‌طلب فردای انتخابات صفحه‌ی اول خود را سفید گذاشت و دلیل آن را عدم اجازه‌ی برای منتشر کردن بیانیه‌ی کروبی در مورد نتایج انتخابات عنوان کرد. بازداشت روزنامه‌نگاران از همان شب 22 خرداد آغاز شد و ده‌ها روزنامه‌نگار و خبرنگار بازداشت و روانه‌ی زندان شدند. احمد زیدآبادی، محمد قوچانی، کامبیز نوروزی، عبدالرضا تاجیک، مهسا امرآبادی، ،کیوان صمیمی بهبهانی،بهزاد باشو، سید خلیل میراشرفی،مصطفی قوانلو قاجار سمیه توحیدلو ،محمد عطریانفر، شکوفه آذر سعید لیلاز، محمد قوچانی، علی مزروعی، ژیلا بنی یعقوب ،بهمن احمدی امویی از جمله روزنامه‌نگارانی هستند که بازداشت شده‌اند. این مسئله تا آنجا گسترش یافت که سازمان گزارشگران بدون مرز ایران را بزرگترین زندان روزنامه نگاران در جهان عنوان کرد. در طول این دوران بسیاری از روزنامه نگاران بازداشتی آزاد و بسیاری دیگر بازداشت شدند که این روند هم چنان ادامه دارد. در ادامه‌ی توقیف و سانسور مطبوعات، روزنامه‌ی اعتماد ملی متعلق به مهدی کروبی که در اطلاع‌رسانی هر چه بیش‌تر در مورد وقایع اخیر و مواضع مهدی کروبی می‌کوشید، به دستور دادستانی تهران توقیف شد. بسیاری از مردم در همان روز توقیف در مقابل در روزنامه‌ تجمع اعتراضی کردند که با بازداشت و ضرب‌وشتم گسترده از سوی نیروهای انتظامی و بسیجی به سان روزهای گذشته مواجه شدند.


اختلال در تماس های برون مرزی

با توجه به سیاست عدم اطلاع‌رسانی وقایع جاری در ایران از سوی دولت در تماس‌های برون مرزی هم شهروندان ایرانی با مشکل مواجه بودند و شاهد اختلال‌های وسیع در ایران. کسانی هم که با ایران تماس می‌گرفتند و یا بالعکس در بسیاری موارد موفق به ایجاد این ارتباط نمی‌شدند.


اخراج روزنامه نگاران خارجی و محدودیت سایرین

در همان روزهای اول بعد از 22 خرداد خبرنگاران خارجی تهدید به خروج از ایران شدند و به آن‌ها گفته شد که هر چه سریع‌تر از ایران خارج شوند. تا کنون دو تن از خبرنگاران خارجی بازداشت و روانه‌ی زندان هم شده‌اند. این دو از رونامه‌ی واشنگتن تایمز و هفته نامه‌ی نیوزوویک بوده‌اند. بسیاری از آنان بعد از خروج از کشور افشا کردند که تهدید جانی شده‌ بودند که اخبار غیر واقعی ار از ایران منتشر کنند. دولت در طی روزهای اخیر بسیاری از رسانه‌های خارج از ایران را به دخالت داشتن در آن چیزی که اغتشاش‌های ایران می‌خواند متهم کرده است. این در حالی است که آنان هر گونه راه اطلاع‌رسانی صحیح برای ایرانیان و جهانیان را بسته است و سعی در بستن راه‌های بیش‌تری دارند.

حمله به دانشگاهها

پس از اعلام نتايج انتخابات، همزمان با موج اعتراضات خودجوش مردمی در تهران و ديگر شهرهاي بزرگ كشور، اعتراضات دانشجویی-مردمی در دانشگاههای مختلف کشور آغاز شد. همزمان نیروهای امنیتی و انتظامی نسبت به سرکوب جامعه معترض دانشجویی در سراسر کشور اقدام نمودند. در این رهگذر سه برخورد خونین با دانشجویان صورت گرفت.

کوی دانشگاه صنعتی اصفهان

در پی اعتراض جمع کثیری از دانشجویان دانشگاه صنعتی اصفهان به نتایج انتخابات در اواخر روز ۲۳ خرداد و اوایل بامداد ۲۴ خرداد نیروی انتظامی با اعزام تعداد زیادی از نیروهای ضد شورش مبادرت به ضرب وشتم شدید دانشجویان نمود.در این اقدام صدها نفر از دانشجویان به شدت زخمی شدند و وسائل شخصی انها توسط مهاجمین تخریب شد.همچنین ۱۴۰ نفر بازداشت شدند. در پی این حوادث شورای دانشگاه امتحانات را به مدت ۱۷ روز به تعویق انداخت.گفتنی است رئیس دانشگاه خسارت وارد شده را حدود بیست وپنج میلیارد ریال اعلام کرده‌است.


کوی دانشگاه تهران

نیروهای پلیس و لباس شخصی در تاریخ 25 خردادماه به کوی دانشگاه تهران یورش برده و به ضرب و شتم شدید و مجروح‌کردن دانشجویان پرداختند. در جریان تلاش نیروهای انصار حزب‌الله و گارد ویژه برای ورود به کوی دانشگاه تهران، بیش از پانزده نفر از دانشجویان تنها به علت اصابت گلوله به شدت مجروح شدند. پس از آن با حمله نیروهای لباس شخصی و انصار حزب‌الله به تجمع دانشجویان ساکن کوی دانشگاه تهران، دانشجویان ساکن کوی در اثر اصابت گلوله، زنجیر، چاقو، باتوم و چماق به شدت مجروح شدند. نیروهای امنیتی که دور تا دور کوی را از شب تحت اختیار داشتند، چند بار برای ورود به کوی تلاش کردند که این تلاش با مقاومت دانشجویان ناکام مانده بود. اما پس از آغاز حملهٔ نیروهای امنیتی به کوی دانشگاه که با پرتاب نارنجک صوتی، گاز اشک‌آور و تیراندازی زمینی به تمام درهای کوی دانشگاه همراه بود، توانستند وارد کوی دانشگاه شوند. در این حادثه دهها دانشجو بازداشت شدند که بسیاری از آنان از انتقال خود به طبقه منفی چهار در ساختمان وزارت کشور خبر دادند و همینطور از شکنجه هایی که در مورد آنان اعمال شده بود. در همان زمان منابع دانشجویی پنج کشته را در این واقعه اعلام مشخصات کردند، هر چند به نظر می رسد این مدعا نیازمند ارائه اسناد بیشتری است.


کوی دانشگاه شیراز

کوی دانشگاه شیراز نیز در روز 25 خردادماه مورد حمله قرار گرفته بود که به گفته منابع دانشجویی به قتل چند دانشجو و مفقود و بازداشت شدن صدها دانشجوی دیگر انجامید. در این حمله خسارات هنگفتی به خوابگاههای دانشجویان و دانشگاه وارد شد.



سایر دانشگاهها

دانشگاه نوشیروانی بابل، دانشگاه مازندران، دانشکده نفت اهواز، دانشگاه بین المللی امام خمینی قزوین، دانشگاه صنعتی امیرکبیر، دانشگاه زاهدان، دانشگاه بوعلی همدان، دانشگاه تبریز منجمله دانشگاههای دیگر در کشور هستند که صحنه اعتراضات دانشجویی و برخوردهای امنیتی با آنان بود، لازم به ذکر است کماکان در بعضی از دانشگاههای مورد اشاره همچنان دانشجویان بازداشتی یا تحت پیگرد وجود دارد.





برخوردها / آمارها


اعتراف گیری و پخش

تا کنون اعترافات دو روزنامه نگار به نامهای امیر حسین مهدوی و مازیار بهاری (خبرنگار ایرانی کانادایی شبکه چهار انگلیس و نیوزویک) به صورت عمومی منتشر شده است.

در رسته اعترافات زندانیان باید به برگزاری چهار جلسه دادرسی و یک کنفرانس مطبوعاتی اشاره داشت که از حداقل اصول حقوقی برای برگزاری به دور بوده و در آن به جای اینکه متهم از خود دفاع کند بر علیه خود صحبت کرده و به بیان شرایط خوب خود در زندان و همینطور دفاع از بازجو و وضعیت فعلی خود می پردازد..

در کنار پخش اعترافات افراد ناشناس یا کمتر شناخته شده باید به اعترافات فعالان برجسته سیاسی در طیف اصلاح طلب همچون محمد علی ابطحی (مشاور سابق رییس جمهوری در زمان محمد خاتمی)، محمد عطریانفر (عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی) سعید شریعتی (عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت)، سید شهاب الدین طباطبایی اردکانی (عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت) و سعید حجاریان اشاره داشت.

نظر به سوابق دستگاه امنیتی در ایران و مدعیات افرادی که پیش تر اعترافاتی به شکل مذکور از آنان منتشر شده بود و تاکید بر اینکه تحت فشار و شکنجه مجبور به اعترافات غیر حقیقی شده بودند، سازمانهای مدافع حقوق بشر از آغاز بازداشت های گسترده نسبت به خطر شکنجه زندانیان برای اخذ اعترافات غیر حقیقی هشدار داده بودند.

منابع مطلع از فشار و شکنجه سایر فعالان برجسته اصلاح طلب ایران به قضد اخذ اقاریر غیر واقعی و مستمر نمودن پخش اعترافات تلویزیونی خبر می دهند.

برخوردهای فله ای و جمعی

در هر زمانی که شهروندان معترض برای اعتراض به اشکال مختلف اقدام کرده اند، نیروهای امنیتی و لباس شخصی جزو اولین دسته حاضرین در صحنه بودند که بعضا با کمک نیروهای نظامی حاضر در محل به سرکوب معترضان پرداخته اند، مهمترین برخوردها و بازداشت های جمعی به روایت اسناد را میتوان به شرح ذیل اعلام کرد :

23 خرداد - در حمله به خواب گاه‌هاي دانش‌گاه صنعتي اصفهان:‌نيروهاي يگان ويژه و انصار حزب الله، بيش از 60 نفر از دانشجويان را بازداشت و توسط دو دستگاه اتوبوس به مکان نامعلومي منتقل کردند.

24 خردادماه - سردار احمدرضا رادان جانشین فرمانده نیروی انتظامی اعلام کرد 170 نفر از شرکت کنندگان در تظاهرات اعتراض دستگیر شده اند و تعدادی از طراحان اصلی تحت تعقیب هستند.

25 خردادماه- نیروهای نظامی و امنیتی به تجمع مردم در زاهدان حمله کرده و دهها نفر را بازداشت کردند.

25 خردادماه- بنا به اخبار رسیده از تبریز نیروهای امنیتی روز دوشنبه ۲۵ خردادماه با مراجعه به خوابگاه های دانشجویان دختر و پسر داخل دانشگاه تبریز حدود ده تن از دانشجویان این دانشگاه را بازداشت و با مینی بوسی به مکانی نامعلوم منتقل کردند.

26 خردادماه - بیش از 150 دانشجوی متحصن دانشگاه مازندران توسط نیروهای امنیتی با ضرب و شتم بازداشت شدند. نیروهای بسیج و مامورین امنیتی لباس شخصی مسلح به باتوم، قمه و چوب دستی به تناوب به دانشگاه حمله می کردند.

27 خردادماه - یحیی میرزا محمدی دادستان تبریز اعلام کرد: 50 الی 60 نفر از مردم شرکت کننده در راهپیمایی به اتهام اخلال در نظم عمومی تجمع غیر قانونی و برهم زدن نظم توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند.

27 خردادماه - محمدرضا حبیبی دادستان اصفهان گفت : 200 نفر از مردم شرکت کننده در اعتراضات توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند.

27 خردادماه - جعفر گل محمدی دادستان زنجان گفت : 30 نفر از مردم شرکت کننده در اعتراضات توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند.

27 خرداد - بر اثر تیراندازی مامورین امنیتی به راهپیمایی اعتراض مردم در اصفهان 45 نفر مجروح و یک نفر بنام " حسین الف " کشته شد. مجروحان به علت اصابت ساچمه و باتوم که اکثرا به چشم و یا سر آنها اصابت کرده، در بیمارستان شریعتی بستری می باشند.

27 خردادماه - در جریان حمله به کوی دانشگاه تهران ۲۰۰ دانشجو بازداشت شده‌اند. یک مقام‌ دانشگاه تهران به خبرگزاری مهر گفته‌است که ۸۰ تن از این دانشجویان آزاد شده‌اند.

28 خردادماه - گزارش‌های رسیده از شهر تبریز نیز از بازداشت بیش از ۱۰۰ نفر از شخصیت‌های برجسته مدنی این شهر خبر می‌دهد.

28 خردادماه - ایسنا از بازداشت هفت نفر در تجمعات اخیر زنجان خبر داده‌است. جعفر گل‌محمدی، دادستان عمومی و انقلاب شهرستان به ایسنا گفته‌است که در طول هفته گذشته ۲۳ نفر دستگیر شده بودند که اکثر آنها با اخذ تعهد آزاد شده‌اند.

28 خردادماه - گزارش‌ها حاکی از بازداشت ۲۰ دانشجو در همدان است. یک عضو کمیته روابط عمومی ستاد دانشجویی کل کشور مهدی کروبی، این خبر را تأئید کرده‌است.

28 خردادماه- در جریان اعتراضات روز سه‌شنبه دانشجویان دانشگاه مازنداران در حدود ۱۰۰ دانشجو بازداشت شدند. گفته می‌شود ۱۱ دانشجوی این دانشگاه همچنان در بازداشت هستند.

29 خردادماه - امیرالله شمقدری سرپرست معاونت امنیتی و انتظامی استانداری خراسان رضوی اعلام کرد : 86 نفر از مردم شرکت کننده در راهپیمایی اعتراض توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده اند.

29 خردادماه - 150 دانشجوي دانشگاه سمنان پس از تجمع اعتراضي بازداشت شدند.

29 خردادماه - ذبیح الله خدائیان رئیس کل دادگستری استان لرستان اعلام کرد : تعدادی از مردم شرکت کننده در راهپیمایی اعتراضی توسط مامورین اداره اطلاعات و نیروی انتظامی در خرم آباد بازداشت شدند.

31 خردادماه - سردار احمدرضا رادان جانشين فرمانده نيروي انتظامي اعلام کرد: 457 نفر از شرکت کنندگان در تظاهرات اعتراضی روز 30 خرداد دستگير شده اند و تعدادي از طراحان اصلي تحت تعقيب هستند.

30 خردادماه - فرمانده کل ناجا از زخمی شدن 400 پرسنل خود در طی درگیریها تا تاریخ 29 خرداد خبر داد

31 خردادماه - سردار احمد رضا رادان معاون فرماندهی نیروی انتظامی خبر کشته شدن 10 نفر و مجروح مصدوم شدن 100 نفر را تایید کرد.

1 تيرماه - نيروهاي امنيتي با حمله با دفتر روزنامه «کلمه سبز»، به صاحب امتيازي ميرحسين موسوي 25 نفر از کارکنان اين روزنامه را بازداشت کردند.

3 تیر - نیروهای انتظامی و امنیتی مردم معترض به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری را که در میدان بهارستان در مقابل مجلس شورای اسلامی دست به تجمع زده اند با تیراندازی و پرتاب گاز اشگ آور مورد حمله قرار دادند. دها نفر بازداشت و زخمی شدند.

3 تیر - محمد جواد حشمتی رئیس کل دادگستری گیلان اعلام کردند در طی نا آرامی ها و تظاهرات هفته گذشته در شهر رشت 100 نفر بازداشت شده اند که در حال حاضر تنها 13 نفر در بازداشت به سر میبرند.

4 تیر - هفتاد نفر از اساتید عضو انجمن اسلامی مدرسین دانشگاههای کشور پس از دیدار با میرحسین موسوی توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند این افراد پس بازجویی همگی آزاد شدند.

4 تیرماه : فرمانده سپاه سيدالشهداي استان تهران :قريب به 300 نفر از جان‌برکفان بسيجي به شدت زخمي شدند و هم‌اکنون در بيمارستان‌ها در حال مداوا هستند و 8 نفر از بسيجيان قهرمان نيز در اين حادثه تلخ به درجه رفيع شهادت نائل شدند

7 تیر - تجمع 3000 نفری مردم تهران در مسجد قبا برای بزرگداشت کشته شدگان حادثه هفتم تیر مورد حمله پلیس ضد شورش قرار گرفت. این تجمع که به دعوت نامزدهای معترض به نتیجه انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری برگزار شده بود، با پرتاب گاز اشک آور و بازداشت حاضرین توسط نیروهای امنیتی و انتظامی به خشونت کشیده شد.

7 تیر - بیش از 20 نفر از زنانی که به دعوت مادران عزادار در اعتراض به بازداشت های اخیر و خشونت های اعمال شده علیه معترضان در پارک لاله تهران گرد هم آمده بودند از سوی نیروی انتظامی دستگیر شده اند. تعدادی از این زنان به بازداشتگاه شاپور منتقل شدند.

9 تیر - دادستان اصفهان از آزادی ۲۸۰ نفر از بازداشت‌شدگان در ناآرامی‌های اخير خبر داد. محمدرضا حبيبی در گفت‌وگو با خبرنگار حقوقی ايسنا، اظهار کرد: حدود ۲۸۰ نفر که دارای اتهام اخلال در نظم عمومی بودند با اخذ تامين مناسب آزاد شدند.

10 تیرماه - فرمانده نیروی انتظامی روز چهارشنبه اعلام کرد که در رویدادهای پس از انتخابات 1034 نفر به دست نیروهای ناجا دستگیر شده‌اند و دیگر دستگیری‌ها از سوی بسیج و نیروهای اطلاعات بوده است.

10 تیرماه - فرمانده ناجا کشته شدن ۲۰ نفر را که وی آنها «اغتشاشگر »خواند تایید کرد.

18 تیر - در پی تظاهرات اعتراضی به مناسبت دهمین سالگرد وقایع 18 تیر 87، 150 نفر از تظاهرات کنندگان توسط نیروهای انتظامی و امنیتی بازداشت شدند. مسئولین زندان اوین به خانواده دستگیر شدگان اعلام کردند با همراه داشتن سند به دادگاه انقلاب مراجعه کنند تا با قرار دادن وثیقه افراد بازداشت شده آزاد شوند .

18 تیر - نیروی انتظامی طی اطلاعیه ای اعلام کرد در پی تظاهرات و اعتراضات بعد از نماز جمعه 40 نفر توسط مامورین این نیرو بازداشت شدند .

8 مرداد - سردار عزیز الله رجب زاده فرمانده نیروی انتظامی تهران بزرگ گفت: 50 نفر از شرکت کنندگان در تجمعات اعتراضی بهشت زهرا و مصلی تهران توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند. این تجمعات به مناسبت چهلمین روز کشتار مردم به علت اعتراض به تقلبات در انتخابات ریاست جمهوری می باشد.

15 مرداد - دهها تن در تجمع اعتراضی مقابل مجلس شورای اسلامی، که همزمان با مراسم تحلیف شکل گرفته بود، توسط ماموران امنیتی با ضرب و شتم بازداشت شدند.

19 مرداد - سیزده نفر از بازداشت شدگان در مراسم چهلم کیانوش آسا با قرار کفالت از زندان آزاد شدند. اما تعداد دیگری از افراد دستگیر شده همچنان در بازداشت بسر می برند. گفته می شود بیشتر این افراد دانشجویانی هستند که از شهرهای تهران و سنندج در این مراسم حضور یافته بودند.

20 مرداد - علیرضا جمشیدی سخنگوی قوه قضائیه در رابطه با دستگیریهای گسترده شرکت کنندگان در اعتراضات اعلام کرد: حدود 4000 نفر در مدت کوتاهی بازداشت شدند و 3700 نفر از آنها آزاد شدند.

21 مرداد - نیروهای امنیتی به تجمع اعتراضی مردم در جلوی بازار سرپوشیده تهران در خیابان 15 خرداد و مقابل مترو حمله کردند. نیروهای امنیتی اقدام به ضرب و شتم مردم نمودند عده ای را دستگیر و تعدادی را مجروح کردند. 3 نفر از زخمی ها توسط مردم به بیمارستان منتقل شدند.

7 شهریور – سردار جعفری، فرمانده کل سپاه پاسداران در نشست خبر امروز خود مدعی شد که 13 نفر از نیروهای بسیجی در اعتراضات بعد از انتخابات کشته شده‌اند


جان باختگان غیر نظامی

به دلیل شرایط امنیتی و ممعانت دولت از گردش آزاد اطلاعات و همچنین گستردگی بی سابقه نقض حقوق بشر در ایران در طی هفته های اخیر، عملا امکان ارائه لیست و آماری جامع و مستدل در خصوص جان باختگان وقایع اخیر وجود ندارد، اما منابع دولتی بر اساس اعلامهای مختلف حداکثر جان باختگان را 20 شهروند و 13 شبه نظامی(بسیجی) عنوان داشته اند اما منابع غیردولتی این آمار را تا 360 شهروند عنوان می نمایند.

اکثر خانواده های جان باختگان برای برگزاری مراسم ترحیم و تدفین با محدودیتهای عدیده ای از سوی نهادهای امنیتی روبه شدند و در بعضی از موارد گزارش شده است برای تحویل دادن جسد از خانواده های داغدار طلب پول شده است. دولت و نهادهای مربوطه برای پیگرد عوامل دخیل در کشتار مردم بی دفاع اقدام مثبتی را سامان ندادند و کشته شدگان را اغتشاشگر خواندند.


گورهای جمعی، قبرهای بی نشان

"پیکر دهها نفر از شهروندان تهرانی در تاریخ های 21 و 24 تیرماه بدون اسم و مشخصات فردی در قطعه 302 بهشت زهرای تهران به خاک سپرده شده است"

جمله فوق که تاریخ انتشار 31 مرداد را دارد. اولین زمزمه از موضوع قبرهای جمعی و دفن بی نام و نشان تعدادی از جانباختگان حوادث پس از انتخابات در تهران محسوب می شود.

این مطلب که برای اولین بار از سوی "سایت نوروز" ارگان رسمی جبهه مشارکت مطرح شد با واکنش های مختلف افکار عمومی و مسئولان وارد مراحل جدی تری شد.

برخي افراد مانند فرهاد تجري سخنگوي کميسيون قضايي و حقوقي تنها دقايقي پس از انتشار خبر دفن در بهشت زهرا در روز نخست تمام اين اخبار را تکذيب کردند و این اقدام عجولانه سبب اعتراض هايي مبني بر «تکذيب بدون بررسي» به این قبیل افراد شد. در همین رابطه ارگان حزب مشارکت در پاسخ به این تکذیب ها شماره جواز دفن اجساد را به شرح ذیل اعلام کرد :

در تاریخ 21 تیرماه :

2767-2866-2815-2649-2581-2553-2691-2619-2461-2747-2857-2704-2618-2674-2698-2615-2673-2705

2699-2584-2075-2063-2494-2530-2310-2476-2513-2596

در تاریخ 24 تیرماه :

2257-2288- 2233-2273-2411-2247-2079-2164-2172-2199-2196-2053-1920-1903-1898-2040

علي لاريجاني رئیس مجلس شورای اسلامی، در تاریخ 3 شهریورماه دستور پيگيري ماجراي دفن دسته جمعي تعدادي از بازداشت شدگان در قطعه 302 بهشت زهرا را صادر کرد. با این دستور عملا مجلس وارد قضیه مطرحه شد. در همان زمان برکناري رضاييان مديرعامل بهشت زهرا از سوی شهردار شهر تهران به شبهات افکار عمومی افزود.

پیرو ورود مجلس به موضوع مورد اشاره، هیئتی محل مذکور را مورد بازدید خود قرار داد و حمید رضا کاتوزیان از نمایندگان اصولگرای مجلس و عضو این هیئت در باب نتیجه این بازدید عنوان داشت : "اين موضوع كه افرادي در بهشت‌زهرا دفن شده و روي محل دفن آن‌ها شماره دفن به جاي نام آن‌ها حك شده، صحت دارد؛ اما مسئوليت بررسي در اين رابطه متوجه شهرداري يا سازمان بهشت‌زهرا نيست، بلكه بايد براي مشخص شدن دقيق‌تر اين مطلب از سوي پزشكي قانوني استعلام شود كه در اين رابطه با مسئولان مربوطه در مجلس صحبت كردم تا مكاتباتي با پزشكي قانوني در اين رابطه انجام شود و تكليف اين ماجرا نيز روشن شود."

در تاریخ 8 شهریور ماه، سایت نوروز با درج تصویری از شناسایی اولین جان باخته حوادث اخیر که در قطعه 302 دفن شده است خبر داد، به گزارش ارگان خبری جبهه مشارکت "سعیده پورآقایی" دختر و تنها فرزند یکی از شهدای جنگ در این قطعه به صورت بی نام و نشان دفن شده است.

همچنان که این ادعا بدون پاسخ مسئولان باقی مانده، معمای قطعه 302 نیز علیرغم وعده نمایندگان مجلس تاکنون شفاف سازی و پاسخگویی نشده است.



برخلاف هویت صاحبان قبرهای بی نام و نشان تعداد زیادی از جان باختگان غیرنظامی تاکنون شناسایی شده اند، که در دو دسته مستند و نیازمند اسناد به شرح ذیل به ارائه مشخصات میپردازیم:


اسامی جان باختگان مستند شده :

1. آرمان استخریان پور فرزند احمد - محل فوت : بیمارستان نمازی شیراز - تاریخ فوت : 3 تیرماه - دلیل فوت : ضرب و شتم منجر به مرگ مغزی - جسد تحویل شده - موثق - مدفون در دارالرحمه شیراز

2. ابوالفضل عبدالهی - محل فوت : در مقابل دانشگاه صنعتى شریف - تاریخ فوت : ٣٠ خرداد - دلیل فوت : اصابت گلوله - جسد تحویل شده - موثق - قطعه ٢۴٨ بهشت زهرا

3. اشکان سهرابی - محل فوت : نامعلوم - تاریخ فوت : 30 خردادماه - دلیل فوت : اصابت سه گلوله - جسد تحویل شده - موثق -

4. امیر جوادی فر - محل فوت : بازداشتگاه کهریزک - تاریخ فوت : محدوده 18 تیر تا 3 مرداد - دلیل فوت : به صورت زخمی بازداشت و سپس جسد وی به خانواده تحویل داده شد - جسد تحویل شده - موثق - 25 ساله

5. امیرحسین طوفان پور - محل فوت : نا معلوم - تاریخ فوت : 30 خردادماه - دلیل فوت : اصابت گلوله - جسد تحویل شده - موثق - قطعه 233 بهشت زهرا

6. ایمان هاشمی - محل فوت : خیابان آزادی - تاریخ فوت : 30خرداد - دلیل فوت : اصابت گلوله - جسد تحویل شده - موثق - قطعه 259 بهشت زهرا

7. بهزاد مهاجر - محل فوت : نامعلوم - تاریخ فوت : نامعلوم - دلیل فوت : در تاریخ 25 خردادماه بازداشت و پس از 46 روز جسد وی تحویل خانواده میشود بر روی جسد وی آثار گلوله وجود داشته است - جسد تحویل شده - موثق - جسد وی 31 خرداد به پزشکی قانونی تحویل داده شده بود

8. بهمن جنابی - محل فوت : نامعلوم - تاریخ فوت : خردادماه - دلیل فوت : اصابت گلوله - جسد تحویل شده - موثق - 20 ساله

9. پریسا كلى - محل فوت : نامعلوم - تاریخ فوت : 31خرداد - دلیل فوت : اصابت گلوله - جسد تحویل شده - موثق - دانشجو ، قطعه 259 بهشت زهرا

10. پويا مقصود بيگی - محل فوت : منزل - کرمانشاه - تاریخ فوت : ٣٠ خرداد - دلیل فوت : در تاریخ 30 خرداد بازداشت و پس از شکنجه آزاد شده و به فاصله کمی فوت می کند - جسد تحویل شده - موثق - مادر معترض وی نیز بازداشت شد

11. حسین اخترزند - محل فوت : اصفهان - تاریخ فوت : نا معلوم - دلیل فوت : ضرب و شتم و سقوط از ارتفاع - جسد تحویل شده - موثق -

12. حسین اکبری - محل فوت : زندان اوین - تاریخ فوت : نامعلوم - دلیل فوت : ضربه مغزی - جسد تحویل شده - موثق - قطعه ی ٢١٩ بهشت زهرای تهران در کنار مادر خود به خاک سپرده شد.

13. حسین طهماسبی - محل فوت : خیابان نوبهار کرمانشاه - تاریخ فوت : 25 خردادماه - دلیل فوت : ضرب و شتم - جسد تحویل شده - موثق -

14. داوود صدری - محل فوت : بیمارستان امام علی - تاریخ فوت : 31 خردادماه - دلیل فوت : اصابت گلوله در 25 خرداد - جسد تحویل شده - موثق - 27 ساله

15. رامین قهرمانی - محل فوت : در منزل - تاریخ فوت : نامعلوم - دلیل فوت : پس از بازداشت و شکنجه آزاد میشود که سه روز پس از آن در منزل فوت میکند - جسد تحویل شده - موثق -

16. سالار طهماسبی - محل فوت : خیابان جمهوری - تاریخ فوت : 30 خردادماه - دلیل فوت : اصابت گلوله - جسد تحویل شده - موثق - قطعه 254 بهشت زهرا

17. سرور برومند - محل فوت : خیابان محمد علی جناح - تاریخ فوت : 25 خردادماه - دلیل فوت : اصابت گلوله - جسد تحویل شده - موثق -

18. سعید عباسی فرگلچی - محل فوت : خیابان رودکی - تاریخ فوت : 30 خردادماه - دلیل فوت : اصابت گلوله - جسد تحویل شده - موثق -

19. سید رضا طباطبایى - محل فوت : خیابان آذربایجان - تاریخ فوت : ٣٠ خرداد - دلیل فوت : اصابت گلوله - جسد تحویل شده - موثق - قطعه ٢۵٩

20. سهراب اَعرابی - محل فوت : نامعلوم - تاریخ فوت : 30 خردادماه - دلیل فوت : اصابت گلوله - جسد تحویل شده - موثق - منابعی مرگ وی را در بازداشتگاه اعلام داشته اند

21. عباس دیسناد - محل فوت : بیمارستان شهریار - تاریخ فوت : 3 تیرماه - دلیل فوت : مورد اصابت باتوم در روز 30 خرداد قرار میگیرد و پس از مرگ مغزی و کما در تاریخ 3 تیرماه فوت میکند - جسد تحویل شده - موثق -

22. على شاهدی - محل فوت : کلانتری تهران پارس - تاریخ فوت : 31 خردادماه - دلیل فوت : نامعلوم - جسد تحویل شده - موثق - قطعه 257

23. علیرضا افتخاری - محل فوت : نا معلوم - تاریخ فوت : 29 خرداد - دلیل فوت : نامعلوم - جسد تحویل شده - موثق - خبرنگار سابق ابرار اقتصادی 24 ساله

24. فاطمه رجب پور - محل فوت : خیابان محمد علی جناح - تاریخ فوت : 25 خردادماه - دلیل فوت : اصابت گلوله - جسد تحویل شده - موثق -

25. فهیمه سلحشور - محل فوت : ولیعصر - تاریخ فوت : 24 خردادماه - دلیل فوت : ضربه مغزی - جسد تحویل شده - موثق - قطعه 226

26. کیانوش آسا - محل فوت : میدان آزادی - تاریخ فوت : 25 خردادماه - دلیل فوت : اصابت دو گلوله - جسد تحویل شده - موثق -

27. محسن حدادى - محل فوت : خیابان نصرت - تاریخ فوت : 30 خردادماه - دلیل فوت : اصابت گلوله - جسد تحویل شده - موثق - قطعه 262

28. محسن روح الامینی نجف آبادی - محل فوت : بازداشتگاه کهریزک - تاریخ فوت : محدوده 18 تیر تا 1 مرداد - دلیل فوت : اصابت جسم سخت به سر - جسد تحویل شده - موثق -

29. محمد جواد پرنداخ - محل فوت : اصفهان - تاریخ فوت : نامعلوم - دلیل فوت : برخورد جسم سخت به جمجمه - جسد تحویل شده - موثق - در محدوده زمانی عزیمت به اداره اطلاعات شهر اصفهان به قتل رسید

30. محمد حسین برزگر - محل فوت : میدان 7 تیر - تاریخ فوت : 27 خرداد - دلیل فوت : اصابت گلوله - جسد تحویل شده - موثق - قطعه 302

31. محمد کامرانی - محل فوت : بیمارستان مهر - تاریخ فوت : 25 تیرماه - دلیل فوت : در زمان بازداشت در کمپ کهریزک عفونت بدن وی را در بر میگرد و پس از انتقال به بیمارستان جان می بازد - جسد تحویل شده - موثق - 18 ساله

32. محمد نیكزادى - محل فوت : میدان ونک - تاریخ فوت : 26 خرداد - دلیل فوت : اصابت گلوله - جسد تحویل شده - موثق - قطعه 257

33. مسعود هاشم زاده - محل فوت : نامعلوم - تاریخ فوت : 30 خردادماه - دلیل فوت : اصابت گلوله - جسد تحویل شده - موثق - 27 ساله

34. مصطفی غنیان - محل فوت : بر بام منزل - تاریخ فوت : 25 خردادماه - دلیل فوت : اصابت گلوله - جسد تحویل شده - موثق -

35. مصطفی کیارستمی - محل فوت : بیمارستان کسری تهران - تاریخ فوت : 26 تیر - دلیل فوت : خونریزی مغزی - جسد تحویل شده - موثق -

36. مهدی کرمی - محل فوت : خیابان جنت آباد - تاریخ فوت : 25 خردادماه - دلیل فوت : اصات گلوله به گلو - جسد تحویل شده - موثق - 25 ساله

37. ناصر امیرنژاد - محل فوت : میدان آزادی - تاریخ فوت : 25 خردادماه - دلیل فوت : اصابت گلوله - جسد تحویل شده - موثق -

38. ندا آقاسلطان - محل فوت : خیابان کارگر شمالی - تاریخ فوت : 30 خردادماه - دلیل فوت : اصابت گلوله به گلو - جسد تحویل شده - موثق -

39. واحد اكبرى - محل فوت : خیابان ونك - تاریخ فوت : ٣٠ خرداد - دلیل فوت : اصابت گلوله - جسد تحویل شده - موثق - قطعه ٢۶١

40. وحید رضا طباطبایى - محل فوت : میدان بهارستان - تاریخ فوت : 3 تیرماه - دلیل فوت : اصابت گلوله - جسد تحویل شده - موثق - قطعه 308

41. یعقوب بروایه - محل فوت : مسجد لولاگر - تاریخ فوت : 4 تیرماه - دلیل فوت : اصابت گلوله به سر - جسد تحویل شده - موثق -


اسامی که نیازمند اسناد بیشتری است :

1. امیر کویری - محل فوت : نامعلوم - تاریخ فوت : نامعلوم - دلیل فوت : نامعلوم - وضعیت جسد نامعلوم - نیازمند اسناد -

2. ایمان نمازی - محل فوت : کوی دانشگاه - تاریخ فوت : ٢۵ خردادماه - دلیل فوت : نامعلوم - وضعیت جسد نامعلوم - نیازمند اسناد -

3. بابک سپهر - محل فوت : خیابان آزادی - تاریخ فوت : نامعلوم - دلیل فوت : اصابت گلوله - وضعیت جسد نامعلوم - نیازمند اسناد -

4. ترانه موسوی - محل فوت : مسجد قبا - تاریخ فوت : نامعلوم - دلیل فوت : نامعلوم - وضعیت جسد نامعلوم - نیازمند اسناد - منابع غیر رسمی وی را قربانی تجاوز جنسی پس از بازداشت می دانند که جسد وی به صورت سوخته در حوالی قزوین یافت شده است. محل دستگیری وی را مسجد قبا می‌دانند

5. تینا سودی - محل فوت : میدان انقلاب - تاریخ فوت : ٣٠ خرداد - دلیل فوت : اصابت گلوله - وضعیت جسد نامعلوم - نیازمند اسناد -

6. حامد بشارتی - محل فوت : خیابان آزادی - تاریخ فوت : نامعلوم - دلیل فوت : اصابت گلوله - وضعیت جسد نامعلوم - نیازمند اسناد -

7. حسن کاظمینی - محل فوت : خیابان انقلاب - تاریخ فوت : نامعلوم - دلیل فوت : نامعلوم - وضعیت جسد نامعلوم - نیازمند اسناد -

8. حمید مداح شورچه - محل فوت : بازداشتگاه نامعلوم - تاریخ فوت : نامعلوم - دلیل فوت : خونریزی مغزی - جسد تحویل شده - نیازمند اسناد –

9. جعفر بروایه - محل فوت : میدان بهارستان - تاریخ فوت : ٧ تیر - دلیل فوت : اصابت گلوله - جسد تحویل شده – نیازمند اسناد - مدفون در اهواز

10. داوود نعیم آبادی - محل فوت : میدان آزادی - تاریخ فوت : 30 خردادماه - دلیل فوت : اصابت گلوله - جسد تحویل شده - نیازمند اسناد -

11. رامین رمضانی - محل فوت : نامعلوم - تاریخ فوت : نامعلوم - دلیل فوت : نامعلوم - جسد تحویل شده - نیازمند اسناد - قطعه ٢۵٧ بهشت زھرا ردیف ۴۶ شماره ٣٢

12. سالار قربانی پارام - محل فوت : نامعلوم - تاریخ فوت : نامعلوم - دلیل فوت : نامعلوم - جسد تحویل شده - نیازمند اسناد -

13. سجاد قائد رحمتی - محل فوت : خیابان آزادی - تاریخ فوت : نامعلوم - دلیل فوت : اصابت گلوله - جسد تحویل شده - نیازمند اسناد -

14. سعید اسماعیلی خان ببین - محل فوت : نامعلوم - تاریخ فوت : نامعلوم - دلیل فوت : ضربه مغزی - جسد تحویل شده - نیازمند اسناد -

15. سعیده پورآقایی (آمایی) فرزند شهید عباس پورآقایی - محل فوت : نامعلوم - تاریخ فوت : نامعلوم - دلیل فوت : نامعلوم - جسد تحویل شده - نیازمند اسناد - منابع غیر رسمی وی را قربانی تجاوز جنسی پس از بازداشت می دانند که جسد وی با اسید سوخه و نهایتاً در قطعه 302 بهشت زهرا دفن شده است

16. شلیر خِضری - محل فوت : دانشگاه تهران - تاریخ فوت : 26 خرداد - دلیل فوت : نامعلوم - جسد تحویل شده - نیازمند اسناد - در پیرانشهر به خاک سپرده شد

17. علی فتحعلیان - محل فوت : مسجد لولاگر - تاریخ فوت : نامعلوم - دلیل فوت : نامعلوم - وضعیت جسد نامعلوم - نیازمند اسناد -

18. علیرضا توسلی - محل فوت : بهشت زهرا - تاریخ فوت : 8 مردادماه - دلیل فوت : اصابت باتوم به سر - جسد تحویل شده - نیازمند اسناد - نوجوان 12 ساله

19. فاطمه براتی - محل فوت : کوی دانشگاه - تاریخ فوت : 24 خردادماه - دلیل فوت : نامعلوم - وضعیت جسد نامعلوم - نیازمند اسناد -

20. فرزاد جشنی - محل فوت : نامعلوم - تاریخ فوت : ١٩ ماه ژوئن - دلیل فوت : نامعلوم - جسد تحویل شده - نیازمند اسناد -

21. فرزاد هشتی - محل فوت : نامعلوم - تاریخ فوت : نامعلوم - دلیل فوت : نامعلوم - وضعیت جسد نامعلوم - نیازمند اسناد -

22. کامبیز شعاعی - محل فوت : کوی دانشگاه - تاریخ فوت : 24 خردادماه - دلیل فوت : ضرب و شتم - وضعیت جسد نامعلوم - نیازمند اسناد -

23. کاوه علی پور - محل فوت : نامعلوم - تاریخ فوت : 30 خردادماه - دلیل فوت : اصابت گلوله - وضعیت جسد نامعلوم - نیازمند اسناد - برای تحویل جسد 3000 دلار در خواست شد

24. کسری شرفی - محل فوت : کوی دانشگاه - تاریخ فوت : 24 خردادماه - دلیل فوت : نامعلوم - وضعیت جسد نامعلوم - نیازمند اسناد -

25. مبینا احترامی - محل فوت : کوی دانشگاه - تاریخ فوت : ٢۴ خرداد - دلیل فوت : نامعلوم - وضعیت جسد نامعلوم - نیازمند اسناد -

26. محرم چگینی قشلاقی - محل فوت : نامعلوم - تاریخ فوت : نامعلوم - دلیل فوت : نامعلوم - جسد تحویل شده - نیازمند اسناد - قطعه ٢۵۶ بهشت زھرا ردیف ١۴۶ شماره ١٣

27. محسن ایمانی - محل فوت : کوی دانشگاه - تاریخ فوت : 24 خردادماه - دلیل فوت : نامعلوم - وضعیت جسد نامعلوم - نیازمند اسناد -

28. محمد حسین فیضی - محل فوت : نامعلوم - تاریخ فوت : نامعلوم - دلیل فوت : نامعلوم - جسد تحویل شده - نیازمند اسناد - قطعه ٢۵٧ بهشت زھرا ردیف ٣١ شماره ٢۵

29. مریم مهر آذین - محل فوت : خیابان آزادی - تاریخ فوت : نامعلوم - دلیل فوت : اصابت گلوله - وضعیت جسد نامعلوم - نیازمند اسناد -

30. مسعود خسروی - محل فوت : میدان آزادی - تاریخ فوت : ٢۵ خردادماه - دلیل فوت : نامعلوم - جسد تحویل شده - نیازمند اسناد -

31. معزز - محل فوت : میدان آزادی - تاریخ فوت : ٣٠ خرداد - دلیل فوت : اصابت گلوله - وضعیت جسد نامعلوم - نیازمند اسناد -

32. میثم عبادی - محل فوت : میدان تجریش - تاریخ فوت : 23 خردادماه - دلیل فوت : نامعلوم - وضعیت جسد نامعلوم - نیازمند اسناد - 17 ساله

33. میلاد یزدان پناه - محل فوت : خیابان آزادی - تاریخ فوت : نامعلوم - دلیل فوت : اصابت گلوله - وضعیت جسد نامعلوم - نیازمند اسناد -

34. مهرداد حیدری - محل فوت : نامعلوم - تاریخ فوت : ٢١ تیر - دلیل فوت : نامعلوم - وضعیت جسد نامعلوم - نیازمند اسناد - روزنامه نگار

35. نادر ناصری - محل فوت : خیابان خوش - تاریخ فوت : 30 خردادماه - دلیل فوت : نامعلوم - جسد تحویل شده - نیازمند اسناد - در بابل دفن شد

36. ندا اسدی - محل فوت : نامعلوم - تاریخ فوت : نامعلوم - دلیل فوت : نامعلوم - وضعیت جسد نامعلوم - نیازمند اسناد



زندانیان

فارغ از اینکه کمتر بازداشت شده ای دیده شده که پس از آزادی آثار ضرب و شتم یا کاهش وزن بعنوان شواهدی از بدرفتاری و شکنجه همراه نداشته باشد اما موضوع تجاوز جنسی به زندانیان که شکنجه ای چند بعدی محسوب میشود پس از مدعیاتی و عدم توان مسئولین در پاسخگویی، به دغدغه افکار عمومی تبدیل شده است.


تجاوزهای جنسی به زندانیان

تجاوز جنسی، اصطلاحی در پزشکی قانونی و جرم‌شناسی جنسی ‌است. تجاوز جنسی به معنی انجام نزدیکی جنسی با فرد، بدون رضایت اوست. تجاوز جنسی در حقیقت تنها یک حمله فیزیکی و جنسی نیست؛ بلکه در عین حال حمله معنوی و حمله به شأن انسان است که در آن قربانی از حق خود محروم می‌گردد. این خشونت، هرچند همیشه قتل را به همراه نداشته باشد، عموماً تهدید به قتل را به همراه دارد. تهدید به تجاوز جنسی نیز جزو خشونت های مرتبط با تجاوز دسته بندی میشود.

عمر آزار و تجاوز جنسی در زندانهای جمهوری اسلامی عجین شده با اولین نسل زندانیان سیاسی پس از انقلاب. شهادت و مدعیات بسیاری از مطلعین همچون آیت الله منتظری و همینطور بازماندگان از قتل عام های دهه شصت به خوبی گواه از قدمت این شکنجه در سه دهه عمر جمهوری اسلامی می دهد.

در طی هفته های اخیر، موضوع مذکور پس از سالها مجددا در مجموعه وقایع و برخوردهای پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری در ایران مورد توجه افکار عمومی مورد توجه قرار گرفت.

تجاوز در شیراز

اولین ادعا در مورد تجاوز جنسی به زندانیان توسط روزنامه گاردین در تاریخ 31 تیرماه در گزارشی عنوان شد، در این گزارش به شرح حال چند جوانی که در شیراز مورد تجاوز جنسی قرار گرفته‌اند.پرداخته می شود.

بر اساس گزارش این روزنامه، پزشک یکی از این جوانانی که مورد تجاوز قرار گرفته گفته است: "فقط چهار دندانش سالم باقی مانده است و رکتوم او در اثر تجاوز پاره شده است و مجبور شدیم او را با کارت بیمه شخص دیگری به بیمارستان ببریم".

روزنامه گاردین به نقل از این جوان نوشته است او را دوشنبه بعد از انتخابات وقتی که با چند جوان دیگر مانع حمله مامورین به معترضان میشد دستگیر می کنند. تمام آن روز او را در ماشین نگاه میدارند، بعد به یک سلول انفرادی می برند و در آنجا او را از سقف آویزان کرده و مرتبا می زنند. بعد او را به اتاقی دیگر می فرستند که چند جوان همسال او در آنجا بودند. روز شنبه یا یکشنبه بعد بود که در این محل جدید به او تجاوز می کنند. سه مرد قوی هیکل وارد اتاق می شوند و دو نفر او راروی زمین می خوابانند و نفر سوم جلوی آنها و چهار بازداشتی دیگر به او تجاوز می کند. این کار در روزهای بعد هم ادامه پیدا میکند و بازجویی و فشار برای "اقرار" به اینکه از خارج دستور می گرفته نیز همراه آن ادامه پیدا میکند: درتمام طول هفته گذشته دیگر بازجویی هم نبود، فقط تجاوز و بعد سلول انفرادی...

معمای ترانه موسوی

شاید برجسته ترین ادعا را بتوان مربوط به موضوع خانم ترانه موسوی دانست که از سوی رسانه های غیرانتفاعی نخست مطرح و به مجلس شورای اسلامی و صدا و سیما نیز کشیده شد.

در ماه تیر و مرداد سال ۱۳۸۸، برخی از سایتهای اینترنتی خبری را منتشر کردند مبنی بر اینکه دختر جوانی به نام ترانه موسوی در تجمع ۷ تیر ۱۳۸۸ در اطراف مسجد قبا که در اعتراض به نتایج انتخابات ریاست جمهوری دهم برگزار شد، در خیابان شریعتی توسط نیروهای لباس شخصی دستگیر شده و پس از تجاوز جنسی به قتل رسیده است. در این خبر جنجالی که به برخی از رسانه‌های غربی نیز راه یافت اطلاعاتی همراه با یک عکس از این دختر جوان منتشر گردید و اعلام شد که خانواده این دختر جوان پس از تماسی تلفنی از یک بیمارستان مبنی بر بستری شدن او به علت جراحت در دستگاه تناسلی به بیمارستان مراجعه می‌کنند ولی دخترشان را در آنجا نیافته و مدتی بعد جسد سوزانده شده او را در منطقه‌ای دیگر می‌یابند.سیمای جمهوری اسلامی نیز با تهیه یک گزارش کوتاه تلویزیونی در خبر ساعت ۲۰:۳۰ درباره سرنوشت ترانه موسوی، ضمن شایعه دانستن خبر تجاوز و قتل او، وی را زنی چهل ساله، زنده و ساکن کانادا دانست و در این خصوص با اشخاصی که آنها را خانواده ترانه موسوی معرفی کرد، مصاحبه نمود. با اینحال انتقاداتی در مورد صحت گزارش صدا و سیما بیان شد و ادعای صدا و سیما در خصوص تحقیق و هماهنگی با ثبت احوال و نیروی انتظامی و وجود تنها سه شخص به نام «ترانه موسوی» با پیدا شدن افراد دیگری با همین نام به چالش کشیده شد. در نامه جنجال برانگیز مهدی کروبی به هاشمی رفسنجانی در خصوص شنیده‌های حاکی از شکنجه معترضان بازداشت شده نیز، به موردی از آزار جنسی که مشابه مورد ترانه موسوی بود، بدون بردن نام خاصی اشاره شده‌است. همچنین کروبی در پاسخ به حملاتی که به خاطر «افشای» آزار جنسی در بازداشتگاه‌ها به وی شد، پرده از «سناریوی» این گزارش برداشت و خانواده‌ای را که در گزارش تلویزیونی به زنده بودن دخترشان اقرار کردند، خانواده ترانه موسوی دستگیر شده ندانست.

معمای سعیده پورآقایی

در هفته اول شهریورماه تعدادی از تارنماهای اینترنتی اقدام به درج گزارشی کردند که در آن از هویت یکی دیگر از جان باختگان به نام سعیده پورآقایی فرزند جانباز شهید عباس پورآقایی خبر داد.

گزارش اولیه از موضوع فوت وی بر این موضوع تاکید داشت که وی در هنگام الله اکبر گفتن بر بام خانه خود در خیابان دولت تهران دستگیر شد و پس از تجاوز بوسیله اسید جسم وی از زانو به بالا سوزانده شد تا اثرات این عمل مشخص نگردد و به دلیل عدم پرداخت هزینه درخواستی برای تحویل جسد از سوی خانواده، وی بصورت گمنام در قطعه 302 بهشت زهرا دفن شد که به همراه تعدادی دیگر از دفن شدگان اخیراً هویت و محل دفن وی به خانواد اعلام شده است.

گزارشات دیگری اضافه می کند که مراسم ختم وی در تاریخ 7 شهریور ماه با حضور مهندس میرحسین موسوی برگزار شده است. نظر به همزمان بودن موضوع اشاره با تدوین گزارش پیش رو احتمال می رود اسناد و اطلاعات بیشتری از سوی مدعیان و مطلعان موضوع مذکور انتشار یابد.

رضا، سند معتبر

روزنامه تایمز با همکاری یکی از دیده بانان سازمان عفو بین الملل در تاریخ 31 مردادماه بر مبنای گفتگویی که مدعی است با یک قربانی تجاوز دربازداشت صورت گرفته، گزارشی را منتشر کرد.

این روزنامه در مهمترین مطلب بین المللی شماره روز 22 اوت خود، تحت عنوان "پسری ایرانی که رو در روی تندرو ها ایستاد از تجاوز در زندان می گوید" اظهارات فردی را منتشر کرده که با نام رضا، 15 ساله و ساکن یکی از شهرهای بزرگ ایران توصیف شده که در جریان ناآرامی های پس از انتخابات دستگیر شد و به نوشته این روزنامه بارها در زندان مورد تجاوز قرار گرفته است.

روزنامه تایمز نه تنها جزئیات چند مورد دیگر تجاوز به این فرد (از جمله "توسط ماموران پلیس") را شرح می دهد بلکه می نویسد پس از انتقال رضا و 130 نفر دیگر از بازداشت شدگان به دادگاه انقلاب اسلامی آن شهر، رضا و چند نفر دیگر را "با هدف ارعاب جهت جلوگیری از گفتن حوادثی که بر آنها رفته" از دیگران جدا کرده و آنها را مجبور به برقراری ارتباط جنسی با یکدیگر کردند.

تایمز مدعی است به رضا گفته شده که این کار برای "پاک شدن آنها [از گناهان]" انجام گرفته است.

شکنجه‌های محرز شده برای مجلس

در همین رابطه و پررنگ تر شدن موضوع بازداشتگاههای غیرقانونی و شکنجه زندانیان، یک عضو فراکسیون اکثریت مجلس ابراز داشت: تاکنون دو فقره از برخوردهای خلاف شان انسانی در بازداشتگاه‌ها برای کمیته ویژه مجلس برای رسیدگی به وضعیت بازداشت‌شدگان محرز شده است که مورد اول عریان نگه داشتن متهمان به اغتشاش در بازداشتگاه‌ها و دیگری ممانعت از اجابت مزاج آنها بوده است.

زندانیان سابق

در فضایی که افکار عمومی با موضوع تجاوز به زندانیان درگیر شده بود، تعدادی از روزنامه نگاران و زندانیان سیاسی سابق به پای میز شهادت آمدند و از طرق گوناگون همچون انتشار نوشتارهای خود در وب سایتها، گفتگوهای رسانه و یا نشستن در مقابل دوربین مستند سازان به بیان تجربیات خود در باره تهدید به تجاوز جنسی و تجاوز جنسی پرداختند.

نامه جنجالی مهدی کروبی

مجموع اقدامات مهدی کروبی، از نامزدهای معترض به نتایج انتخابات در ایران را باید مهمترین عامل در برجسته شدن موضوع تجاوز جنسی به زندانیان دانست، وی در نامه ای به اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجلس خبرگان، از او خواست درباره شایعاتی که درباره تجاوز به دختران و پسران در بازداشتگاه ها پخش شده است، تحقیق کند.

این نامه که در وب سایت رسمی حزب اعتماد ملی منتشر شده، تاریخ ۷ مرداد را دارد، مهدی کروبی در پاسخ به تمام کسانی که اظهار داشتند وی مستنداتی مبنی بر اظهارات خود درباره آزار جنسی زندانیان کهریزک ندارد متن اظهارات یکی از این بازداشت شدگان را در اختیار سایت سحام نیوز قرار داد و اعلام کرد که این مطلب تنها گوشه ای از مستنداتی است که منتشر می کند و چنانچه این روند ادامه یابد مطالب دیگری را منتشر خواهد کرد. همچنین شاهدان خود را آماده ادای شهادت، در صورتی که امنیت آنان تضمین شود عنوان کرد.

اظهارات وی واکنش های تندی را در بین مسئولین دولت و ائمه جمعه در پی داشت و حتی بعضی دستگیری وی را خواستار شدند. النهایه روزنامه اعتماد ملی توقیف، مدیر مسئول و فرزند آقای کروبی احضار شدند اما مهدی کروبی همچنان بر ادعای خود با در دست داشتن اسناد پافشاری میکند.



بازداشت شدگان

لیست ذیل در بردارنده اسامی و مشخصات مستند شده 1137 شهروند معترض، فعال سیاسی، مدنی و روزنامه نگار است که در طی روزهای اخیر و به خصوص پس از آغاز اعتراضات مردمی در ایران بازداشت شده اند، قوه قضائیه برای تعیین تکلیف وضعیت هزاران بازداشت شده که نظر به حجم آماری و گزارشات بالغ بر پنج هزار تن را در بر میگیرد کمیته ای تشکیل داده است. این حجم بازداشت با توجه به محدوده زمانی در تاریخ ایران پس از انقلاب بی سابقه است.
در تابستان سال 1367 چه گذشت؟
بيست و يك سال پيش، در تابستان سال 1367 در طول چند روزي كه از هفته اول مرداد آغاز شد، جمهوري اسلامي هزاران نفر از زندانيان سياسي را در دادگاه هاي يك دقيقه اي محاكمه و بلافاصله اعدام كرد. تا يك هفته جوخه هاي اعدام در سراسر كشور شبانه روز كار مي كردند و صداي گلوله هائي كه فرزندان ايران زمين را درو مي كردند قطع نمي شد. كاميونها و كانتينرها شبانه و دزدانه پيكر فرزندان سرزمين ما را در دل گورهاي دسته جمعي پنهان مي كردند تا نام و نشاني از آنان نماند

آيت الله خميني پس از حمله "مجاهدين خلق "به ايران كه به قصد براندازي نظام جمهوري اسلامي صورت گرفت در طي حكمي بدون تاريخ،دستور قتل عام مخالفين نظام را صادر كرد در گوشه اي از اين نامه آمده است" رحم بر محاربين ساده انديشي است، قاطعيت اسلام در برابر دشمنان خدا از اصول ترديد ناپذير نظام اسلامي است، اميدوارم با خشم و كينه انقلابي خود نسبت به دشمنان اسلام رضايت خداوند متعال را جلب نمائيد، آقاياني كه تشخيص موضوع به عهده آنان است وسوسه و شك و ترديد نكنند و سعي كنند “اشداء علي الكفار” باشند. ترديد در مسائل قضائي اسلام انقلابي ناديده گرفتن خون پاك و مطهر شهدا مي‎باشد. والسلام"

بر حسب اين نامه مقرر شد تا بر تشخيص دادستان ،قاضي و نماينده وزارت اطلاعات، زندانيان سياسي مخالف نظام اعدام شوند كه اين شامل كساني كه دوران محكوميت خود را سپري مي كردند و يا به اتمام رسانده بودند نيز مي شد،

عده اي از محققان و پ‍ژوهشگران سياسي دليل قتل عام زندانيان سياسي را كينه توزي حاصله از حمله مجاهدين به مرزهاي كشور ،و عده اي ديگر آن را ادامه ي حذف مخالفان سياسي نظام و قتل آنها در سال هاي 60،61،62 مي دانند،

مخالفان نظام جمهوري اسلامي كه در داخل كشور فعاليت داشتند به دو دسته ي اسلامگرايان(سازمان مجاهدين خلق ايران) و چپ گرايان كمونيست(سازمان چريك هاي فدايي خلق ايران) تقسيم مي شدند،و از ديگر سازمان هاي كوچكتر آن زمان مي توان از حزب توده ايران،سازمان انقلابي كارگران ايران(راه كارگر)،سازمان پيكار،كومه له و حزب كمونيست ايران نام برد،

شروع اعدام ها در هشتم مرداماه به سرپرستي نيري در زندان گوهردشت و آنهم از زنان آغاز شد،

در ابتدا از هريك از مجاهدين گرایش سیاسی‌شان سوال می‌شود و اگر کسی می‌گفت "مجاهدین" در جا به اعدام محکوم می‌شد زیرا جمهوری اسلامی مجاهدین را با نام منافقین می‌شناسد و نفس ذکر نام مجاهدین به معنی موافقت با آنان و "پافشاری بر نفاق" گرفته شده است. کسانی که پاسخ داده بودند "منافقین" با سوال‌های دیگری روبرو می‌شدند. "آیا حاضرید در مصاحبه تلویزیونى منافقین را محکوم کنید؟"، "آیا حاضرید طناب دار را به گردن یک عضو فعال منافقین بیندازید؟"، " آیا حاضرید میدانهاى مین گذارى شده را براى ارتش اسلام پاکسازى کنید؟" و پاسخ منفى به هریک از این سؤالات به معنی محکومیت به اعدام بود.

آيت الله منتظري ضمن انتقاد از چنين شيوه هاي بازجويي در كتاب خاطرات خود در اين رابطه مي گويد" طرف را مي‎آوردند به او مي‎گفتند بگو غلط كردم، او هم به شخصيتش برمي خورد نمي گفت، مي‎گفتند پس تو سرموضع هستي و او را اعدام مي‎كردند! در همين قم يكي از مسئولين قضايي آمد پيش من و از مسئول اطلاعات قم گله مي‎كرد كه مي‎گويد تندتند اينها را بكشيم از شرشان راحت شويم، من مي‎گويم آخر پرونده هاي اينها را بررسي كنيم يك تجديد نظري در حكم اينها بكنيم، مي‎گويد حكم اينها را امام صادر كرده ما فقط بايد تشخيص موضوع بدهيم، به بعضي افراد مي‎گويند تو سر موضعي؟! او هم نمي داند كه قضيه از چه قرار است مي‎گويد بله، فوري او را مي‎برند اعدام مي‎كنند."

آيت الله منتظري از معدود افرادي بود كه نسبت به اعدام ها اعتراض كرد و خوانده شدن نامه محرمانه منتظري به خميني در راديو بي بي سي در فرودين سال 1368 موجب عزل و تبعيد خانگي وي شد،

منتظري كه سعي مي كرد هرطور شده جلوي اعدام ها را بگيرد در كتاب خاطراتش مي گويد" من ديدم آنها دارند كارشان را ادامه مي‎دهند، اول محرم شد من آقاي نيري كه قاضي شرعاوين و آقاي اشراقي كه دادستان بود و آقاي رئيسي معاون دادستان و آقاي پورمحمدي كه نماينده اطلاعات بود را خواستم و گفتم الان محرم است حداقل در محرم از اعدامها دست نگه داريد، آقاي نيري گفت : “ما تا الان هفتصد و پنجاه نفر را در تهران اعدام كرده ايم، دويست نفر را هم به عنوان سرموضع از بقيه جدا كرده ايم كلك اينها را هم بكنيم بعد هر چه بفرماييد و…!”

بعد از مجاهدين نوبت به چپ ها رسيد و محوريت سوالات آنان در اين موارد خلاصه مي شد: "آیا شما مسلمانید؟"، "آیا به خدا اعتقاد دارید؟"، "آیا به بهشت و جهنم معتقد هستید؟"، "آیا محمد را به‌عنوان خاتم انبیاء قبول دارید؟"، "آیا در ماه رمضان روزه مى گیرید؟"، "آیا قرآن مى خوانید؟"، "آیا هر روز نماز مى خوانید؟"، "آیا ترجیح مى دهید با یک مسلمان هم بند شوید و یا یک غیرمسلمان؟"

اگر كسي بر مسلماني خود تاكيد مي كرد اما مي گفت نماز نخوانده است تنها به شلاق محكوم مي شد،براي هر وعده نماز ده ضربه و حداكثر در روز 50 ضربه بود و در اين بين افرادي هم وجود دارند كه زير ضربات شلاق جان دادند،اما تنها فرق زنان مجاهد و كمونيست در اين بود كه زنان مجاهد با عنوان محاربه با خدا اعدام مي شدند اما زنان كمونيست كه زن مرتد شناخته مي شدند حكم شرع اين است كه "توبه يا مرگ زير شلاق"،بنابراين زنان كمونيست يا زير شلاق مي مردند و يا اسلام را مي پذيرفتند،

به گفته ي كساني كه از اردوگاه هاي مرگ نجات يافتند زندانيان از چرايي پرسش ها و بازجويي هاي اينچنيني آگاه نبودند و از اعدام خود اطلاعی نداشتند و تنها جمع آوري تلويزيون ها،ممنوعيت ملاقات و هواخوري و ديگر امكانات زندان نشان دهنده ي وضعيتي غير عادي بود،

از آمار واقعي كشته شدگان تابستان 67 اطلاعاي در در دسترس نيست اما آيت الله منتظري تعداد جان باختكان را 3800 نفر و برخي از سازمان هاي سياسي اسامي رقمي در حدود 5 هزار نفر را جمع آوري و منتشر كردند،

وجود شكنجه هاي غير انساني در زندان ها

بيش از چند دهه است كه شكنجه جزو قاموس سياسي ايران تبديل شده است،بازجويان و زندانبان براي اعتراف گيري و تخليه اطلاعاتي متهم از هر نوع ابزاري ولو شكنجه هاي طاقت فرساي فيزيكي و روحي و رواني بهره مي برند،اما آنچه در سال هاي دهه ي شصت در ايران اتفاق افتاد مي بايست تعريفي فراتر از شكنجه هاي رايج زمان حال كرد زيرا در آن زمان بسياري معتقدند كه بازجوها اعتقادي و بر سر باورها و خرافات مذهبي كه بر ذهنشان داده بودند شكنجه مي كردند و گستردگي و شدت عمل اين شكنجه به حدي بود كه آيت الله منتظري نائب رهبري در نامه اي به آيت الله خميني ضمن اينكه زندان هاي فعلي را بدتر از زندان هاي ساواك شاه دانسته اضافه كرد: "آيا مي‎دانيد در بعضي زندانهاي جمهوري اسلامي دختران جوان را به زور تصرف كردند؟ آيا مي‎دانيد هنگام بازجوئي دختران استعمال الفاظ ركيك ناموسي رائج است ؟..."

زناني زنداني به دليل جنسيتشان متحمل دشواري هاي فروان تري بودند،بازجوها و زندانبانان برآورده كردن خواسته هاي زنداني را با جسم و بدن زنان معامله مي كردند و ضربه به زدن به آلات تناسلي زنان و خونريزي هاي شديد پس از آن به امري عادي بدل شده بود

جدا از شكنجه هاي جنسي از ديگر انواع شكنجه نيز مي توان به اين موارد اشاره كرد:

شکنجه‌ی جسمی از قبیل سوزاندن بدن به وسيله سيگار، شلاق زدن هاي پي در پي، شکنجه‌ی روحی از قبیل چشم‌بند، اجبار به شنیدن یا دیدن شکنجه‌ی فردی دیگر، اجبار به دیدن جسد زندانی دیگر، تهدید، تحقیر؛

شکنجه‌ی توام روحی و جسمی از قبیل شلاق خوردن در حضور کودک خردسال خود، حبس انفرادی؛

اِعمال پاسیو درد از قبیل اجبار به ایستادن یا نشستن بدون حرکت برای ساعت های متمادی ، آویزان کردن، محرومیت از درمان پزشکی، محرومیت از دسترسی به توالت، بی خوابی؛ایجاد وحشت از قبیل اعدام نمایشی، ایجاد خفگی ثانیه‌ای وشکنجه‌ی جنسی و آسيب رساندن به نقاط حساس بدن
خاوران،از چه جهت اهمیت دارد؟

اکثر کشته شدگانی که در در زندان های تهران و شهرهای اطراف قتل عام شدند در محلی به نام گلزار خاوران دفن شده اند ،جمهوری اسلامی سعی کرده نام این محل را "لعنت آباد" معرفی کند اما در این راه موفق نشدند چرا که امروزه کمتر کسی است که خاوران را نشناسد و امروز خاوران تبدیل به نماد پایداری و مقاومت ملتی شده که بیش از صد سال است که برای آزادی می جنگد، خاوران از این جهت دارای اهمیت می باشد که پیکرهای فرزندان ملتی را در آغوش دارد که به خاطر عقاید و باورهایشان از جان خود نیز گذشتند،سوا از اینکه چه فکر می کردند و چه می اندیشند اما باید بپذیریم که آنها آزادی و خوشبختی مردم سرزمینشان را می خواستند،حال سران سازمان های مربوطه هرچه در سرشان بود این بی گناهی آن گوهرهای پاک را منتفی نمی کند،گرچه حتی قبرهای بی نام و نشان خاوران هم برای اقتداراگرایان قابل تحمل نیست و هر از چندگاهی به هر بهانه ای سعی در پاکسازی آن دارند اما باید به این مساله توجه داشت که قصه ی تلخ خاوران باید زنده بماند و مظلومیت این ملت در تاریخ ثبت شود و نسل به نسل و سینه به سینه به فرزندان و جوانان این مملکت منتقل شود تا بدانند که چه خون هایی برای آبیاری نهال آزادی ریخته شده و قدردان آنان باشند و با زنده نگاه داشتن آن از تکرار وقایع اینچنینی جلوگیری کنند،خاموشی خاوران مرگ انسانیت است خاوران را هیچگاه فراموش نکنیم
Thursday, August 20, 2009
نامه کروبی به هاشمی درباره تجاوز به زندانیان دختر و پسر
حضور محترم آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی
ریاست محترم مجلس خبرگان رهبری

با سلام و احترام

بعد از برگزاری انتخابات دهمین دوره ریاست‌جمهوری، حوادث تلخی به وجود آمد که به طور مفصل در خصوص آن، هم از سوی جنابعالی، هم از سوی افراد، گروه‌ها و رسانه‌های مختلف به آن پرداخته شد.

از دستگیری‌های بی‌حساب و کتاب، از ضرب و شتم و وارد کردن جراحات تا شهادت فرزندان این کشور، از حمله به خانه‌های مردم تا فاجعه خونین کوی دانشگاه و برخوردهای خشن و وحشت‌انگیز حتی با خانم‌ها در سطح خیابان‌های شهر- که تاکنون سابقه نداشته است- رخ داد که بسیار قابل تامل و پیگیری است. آنچه در این میان مطرح است در خصوص برخی از رفتارهای شناعت‌آمیز است که اگر به طور متواتر از افراد مختلف که در روزهای اخیر آزاد شده‌اند، نشنیده بودم، باورشان حداقل برای من و شما که در طول قریب به نیم قرن سردی و گرمی روزگار را چشیده‌ایم سخت بود.

از برخوردهای خشن و بی‌محابا، بر سر مردم باتوم را خرد کردن، آنچنان که بعد از گذشت قریب به ۴۰ روز همچنان اوضاعشان غیرعادی است و عوارض آن روی بدنشان قابل مشاهده است.

هتاکی و ابراز دشنام و فحاشی رکیک به افراد و نثار نوامیس بازداشت‌شدگان و مردمی که برای نماز جمعه آمده بودند صورت گرفت. رفتارهایی که در فرهنگ دینی و اسلامی هیچ یک از گروه‌ها جایی ندارد و نشان‌دهنده آن است که افرادی برای این کار استخدام شده‌اند که حتی با اصول بدیهی اسلام آشنایی ندارند و البته شایعاتی نیز مطرح شده که فعلا به آن نمی‌پردازم.

احتمالا همانطور که مطلع هستید در این خصوص چندی پیش نامه‌ای خطاب به ریاست محترم قوه قضائیه ارسال کردم و جمعه هفته جاری همین نکات را به وزیر معزول اطلاعات یادآور شدم که روز شنبه در مطبوعات منتشر شد.

اما موضوعی را شنیده‌ام که هنوز از آن بر خود می‌لرزم. در دو روز اخیر که این خبر را شنیده‌ام خواب از سرم ربوده شده است. حدود ساعت دو که خود را برای خواب آماده می‌کردم. به بسترم رفتم ولی خدا شاهد است که بدون ذره‌ای مبالغه، خوابم نبرد، تا ساعت ۴ بامداد که مجددا بلند شدم کمی قرآن خواندم، دوش گرفتم تا آب کمی آرامم کند، حتی نماز صبح را نیز خواندم و تا نزدیکی‌های طلوع آفتاب خوابم نبرد.

افرادی این مطالب را به من گفته‌اند که دارای پست‌های حساس در این کشور بوده‌اند. نیروهای نام و نشان داری که تعدادی از آنها نیز از رزمندگان دفاع مقدس بوده‌اند. این افراد اظهار داشته‌اند، اتفاقی در زندان‌ها رخ داده است که چنانچه حتی اگر یک مورد نیز صدق داشته باشد، فاجعه‌ای است برای جمهوری اسلامی که تاریخ درخشان و سپید روحانیت تشیع را تبدیل به ماجرای سیاه و ننگین می‌کند که روی بسیاری از حکومت‌های دیکتاتور از جمله رژیم ستمشاهی را سفید خواهد کرد.

گمان نمی‌کنم زندانیان دوران ۱۵ ساله مبارزات قبل از انقلاب که از افراد توده گرفته تا گروه‌های مسلح مبارز التقاطی تا اعضای نهضت آزادی و موتلفه و حزب ملل اسلامی که در زندان با هم زندگی کرده‌اند، دیده یا شنیده باشند.

اینجانب این مطالب را برای شما می‌نویسم و مصرانه می‌خواهم روی این قضیه اقدام و به صورتی که صلاح می‌دانید با حضرت آیت‌الله خامنه‌ای مطرح فرمایید و با جدیت پیگیر شود تا روشن گردد اگر چنین اتفاقی نیفتاده که ان‌شاءالله هم نیست و بعید می‌دانم باشد، اعلام شود، چرا که در همین جامعه امروز و توسط خود بچه‌های بازداشتی در رسانه‌ها و سایت‌ها در حال مطرح شدن است و معلوم نیست آیندگان چه قضاوتی با شاخ و برگ دادن آن خواهند کرد. همچنان که جمهوری اسلامی و روحانیت مظلوم نیز مسوول آن شناخته خواهند شد. اگر هم خدای ناکرده رخ داده باشد، سریع با عوامل آن در هر جایگاهی برخورد و اعلام شود تا در شرایط فعلی که بازار شایعات داغ است، فرصت به فرصت‌طلبان داده نشود، همچنان که لازم است ترتیبی اتخاذ گردد تا این اقدام از سوی هیاتی عالیرتبه صورت گیرد تا افراد مورد بحث جرات بیان حقایق را داشته باشند چرا که شنیده‌ام تهدید شده‌اند که اگر مطلبی در این خصوص بیان نمایند، نابود خواهند شد.

جناب آقای هاشمی

اینجانب به خاطر اسلام و در رأس آن امام راحل و این همه فداکاری‌ها و شهادت‌ها و به قصد قربت الی الله، به‌رغم آنکه در شأن من نیز نمی‌باشد و به رغم همه مشغله‌ها و گرفتاری‌ها و به‌رغم آنکه می‌دانم به حیثیت اینجانب لطمه خواهد خورد، آماده‌ام مسوولیت تحقیق و بررسی جهت تعیین صحت و سقم این حوادث و اخبار رسیده را بر عهده گیرم و تعهد شرعی می‌نمایم بدون حب و بغض و با رعایت کمال انصاف به بررسی و ارائه گزارش بپردازم.

اما موضوع مطرح شده از این قرار است:

عده‌ای از افراد بازداشت‌شده مطرح نموده‌اند که برخی افراد با دختران بازداشتی با شدتی تجاوز نموده‌اند که منجر به ایجاد جراحات و پارگی در سیستم تناسلی آنان گردیده است. از سوی دیگر افرادی به پسرهای جوان زندانی با حالتی وحشیانه تجاوز کرده‌اند به طوری‌که برخی دچار افسردگی و مشکلات جدی روحی و جسمی گردیده‌اند و در کنج خانه‌های خود خزیده‌اند.

با توجه به اهمیت مساله انتظار است این اقدام توسط هیاتی بی‌غرض و شفاف از طرف رئیس مجلس خبرگان رهبری مورد بررسی و پیگیری تا حصول نتیجه قرار گیرد. تا درسی برای آیندگان شود و فرصت به اراذل و اوباشی از این دست ندهد تا آبروی نظام و امام و جمهوری‌اسلامی را بر باد ندهند و خدمات هزار ساله روحانیت را مخدوش نمایند. به عنوان آخرین مطلب نیز یادآور می‌شوم از این نامه دو نسخه تهیه گردیده که یکی مهر و موم شده برای جنابعالی ارسال و دیگری نزد بنده قرار دارد.

با آرزوی توفیق
مهدی کروبی
۷ مرداد ۸۸
Tuesday, September 2, 2008
درد ناشي از قلب شكسته،عميق‌تر از دردهاي جسمي است
متخصصان مي‌گويند؛ قلب شكسته بيشتر از دردهاي جسمي براي انسان آزاردهنده و رنج آور است.

‌به گفته متخصصان؛ اينكه قلب انسان مي‌شكند فقط اصطلاحي در اشعار نيست بلكه يك پديده واقعي است كه واقعا به انسان آسيب مي‌رساند.

تحقيقات نشان مي‌دهد؛ دردي كه از فشارهاي احساسي به انسان وارد مي‌شود بسيارعميق‌تر و طولاني‌تر از درد ناشي از جراحات و آسيب‌هاي جسمي است.

پژوهشگران مي‌گويند؛ اين تنها چوب‌ها و سنگها نيستند كه به انسان آسيب مي‌رسانند بلكه گاهي واژه‌ها بسيار دردناك‌تر هستند.

گروهي از محققان بين‌المللي در اين مطالعات نشان داده‌اند كه در بيشتر موارد تاثيرعميق و ناخوشايند شكستن قلب انسان واقعا اتفاق مي‌افتد.

دانشمندان دانشگاه پوردو در آمريكا و دستياران آنها در دانشگاه‌هاي مك كوآري و نيوسوات ويلز در استراليا اين يافته‌هاي جديد را براساس تجزيه و تحليل‌هاي آزمايشات چهار ساله‌شان بدست آورده‌اند.

همچنين جزئيات اين تحقيق در مجله «دانش روانشناسي» منتشر شده است.

در اين تحقيقات از شركت كنندگان خواسته شد كه تجربه‌هاي دردناك گذشته خود را با تمام جزئيات بنويسند و ذكر كنند كه در آن زمان چه اتفاقي افتاد و آنها چه احساسي داشتند. سپس اين نوشته‌ها مورد تجزيه و تحليل دانشمندان قرار گرفت.
Wednesday, July 2, 2008
متن کامل افشاگری پالیزدار
[...] چرا ما نمي توانيم با مفاسد اقتصادي برخورد كنيم چون سران بزرگ مملكت در اين رابطه دخيل هستند و در ‏حال حاضر دولت به تنهايي به مبارزه با اين مفاسد برخاسته كه فكر مي كم نتواند موفق باشد. اگر بخواهم فقط چند ‏پرونده كوچك مفاسد اقتصادي را بگويم آنوقت مي بينيد كه چه مصيبتي كشور را گرفته كه داد رهبر را هم ‏درآورده و به خاطر بعضي مسايل رهبر بايد به صورت سربسته به مردم بگويد كه در كشور چه خبر است. ‏
كساني كه به عنوان مفسد اقتصادي در كشور در حال فعاليت هستند تحت حمايت شاهرودي رئيس قوه قضاييه قرار ‏دارند. وقتي طي 16 سال گذشته پرونده هايي از مفاسد اقتصادي بررسي شده و مديران به دادگاه معرفي و دادگاه ‏حكم 5 ريال 10 ريال براي متهمان داده، ببينيد چه مصيبتي بر سر كشور آمده است. ‏
پرونده شهرام جزايري هم كه مطرح شد، مانند هزاران پرونده مفاسد اقتصادي ديگر است، ولي چون شهرام ‏جزايري اسامي يكسري مفاسد اقتصادي و افراد وابسته را اعلام كرد مورد ضرب و شتم قرار گرفت چرا كه منافع ‏بسياري از علما و سران به خطر افتاده بود.‏
در حال حاضر 123 پرونده مفاسد اقتصادي كشور در كميته تحقيق و تفحص مجلس در دست بررسي است ولي ‏اگر بخواهيم پرونده واقعي مفاسد اقتصادي را بيان كنيم، اصلاً نمي توانيم باور كنيم.‏
‏[مجلس خواست از خود قوه قضاييه تحقيق و تفحص كنند، كه مخالفت كردند و نگذاشتند] به رهبر انقلاب متوسل ‏شدند. مقام معظم رهبري نوشتند كه آقاي شاهرودي، همانند ديگر دستگاه‌ها در تحقيق و تفحص عمل گردد. ‏كميته‌بندي‌ها صورت گرفت و در دستگاه قضايي كميته‌بندي شد و هر كميته‌اي در يكي از دستگاه‌ها مستقر شد. ‏براي مسائل اجرايي اين تفحص هم، ما مستقر شديم در سازمان بازرسي كل كشور. ‏
نامه‌نگاري كرديم، اما برخلاف فرمايش مقام معظم رهبري، با وجود نامه‌هايي كه ما زديم و نامه‌هايي كه [...] مثلا ‏ما گفتيم مسئله فروش سؤال‌هاي كنكور چه بود؟ پرونده‌اش را بدهيد كه چه كسي [در اين كار] دست داشت. اينها ‏پرونده‌هاي اصلي را نمي‌دادند كه ببينيم چه كسي دست داشت، پرونده‌هاي فرعي را مي‌دادند. خلاصه ما هم دست ‏پيدا كرديم به كدهايي [...] به جاهايي كه رسيديم، مرخصي‌ها شروع شد [...] خلاصه ما فجايعي كه اتفاق افتاده در ‏جمهوري اسلامي را ديديم. خدا را شاهد مي‌گيرم كه شبها خوابم نمي‌برد. گريه‌ام مي‌گرفت كه ما اين‌همه شهيد ‏داديم، اين‌همه مصيبت‌ها مردم كشيدند. حالا بدون توجه به اين‌همه فقر و مصيبت‌ها و مشكلاتي كه مردم دارند، ‏كساني كه مردم پشت سرشان نماز مي‌خوانند، رفته‌اند اين كارها را كرده‌اند؟ خدا شاهد است خوابم نمي‌برد، هفته‌ها ‏خوابم نمي‌برد، روزها خوابم نمي‌برد.‏
خلاصه ديدم كه يك آقايي آمده و نامه زده كه پسرش معلول جسمي است. گفته مي‌خواهم يك مؤسسه توانبخشي بزنم ‏كه پسرم هم برود در آن مؤسسه توانبخشي، دم دست خودم باشد. 100 تا، 200 تا، 300 تا معلول را نگهداري ‏كنيم در آنجا، پسرم هم مسئول آنها باشد. گفتند: باشد، خدا پدرت را بيامرزد. مؤسسه را كه ثبت كرده و كارش را ‏استارت زده، نامه زده به آقاي [...] گفته كه من ساپورت نياز دارم، نمي‌توانم خرج كنم كه، بايد نظام به ما كمك ‏كند. چه‌كار كنيم؟ فلان معدن را، معدن سنگ دهبيد فارس را بدهيد به اين آقا. آقا اين سنگ مرمر بهترين سنگ ‏مرمر دنياست، از منابع انفال جمهوري اسلامي است. بدهيم به شما؟ بله، بدهيدش به من. معامله انجام شد و اين ‏معدن را به اين آقا واگذار كردند. دوباره بعد از يك مدت گفت آقا اين معدن كافي نيست، معدن [...] زنجان را هم ‏بدهيد به ما. چهار تا را كه ما پيدا كرديم، چهار تا معدن را يك آقايي از علما گرفته، كه مردم هم پشتش نماز ‏مي‌خوانند متأسفانه. ‏
‏[يكي از حاضر خواستار اعلام اسم فرد مي‌شود] اگر اجازه بدهيد، اسم نبرم. شايد بعضي‌ها خداي نكرده ... [تعداد ‏بيشتري خواستار اعلام اسم فرد مورد اشاره مي‌شوند] خب بعضي‌ها معتقدند كه اگر اسم بياوريد مردم نسبت به ‏مذهبشان بي‌اعتقاد مي‌شوند. من اين اعتقاد را ندارم ها... مردم ما مذهبشان پايه و اساسش وصل نيست به علما، ‏وليكن بعضي‌ها چون اين اعتقاد را دارند من مراعات مي‌كنم... [اعتراض جمعي. يكي از دانشجويان مي‌گويد ‏بگوييد تا پشت سرش نماز نخوانيم.] نه ديگر، اگر بنا باشد ما بگوييم و شما نماز نخوانيد كه نمي‌شود... [ادامه ‏همهمه] باشد، من چند موردي را اسامي‌اش را مي‌گويم. اين يكي كه عرض كردم، آقاي امامي كاشاني است. استاد ‏اخلاق و چه و چه و از اين مسائل.‏
عرض شود خدمتتان كه، يك دانشكده‌اي را رفته‌اند از مقام معظم رهبري اجازه‌اش را گرفته‌اند كه براي خواهران ‏دانشكده علوم قضايي مي‌خواهيم بزنيم در قم. چيز خوبي است كه خواهران هم در آن فضا حضور داشته باشند، اگر ‏متهمي از خواهران [بود] از او بازجويي كنند و از اين حرفهاي اينطوري. خلاصه نظر آقا را گرفتند كه اين ‏دانشكده تأسيس شود. آقا استقبال كردند و مجوز صدور دانشكده را دستورش را دادند. مؤسسه اين دانشكده بلافاصله ‏بعد از گرفتن مجوز رفتند دنبال ساپورت‌هاي مالي‌اش. [نوشتند:] جناب آقاي نعمت‌زاده، محبت فرماييد در جهت ‏حمايت از تأسيس اين دانشكده، كارخانه لاستيك دنا را كارشناسي كنيد جهت اين دانشكده. آورند كارشناسي رسمي ‏دادگستري را، چون آقاياني كه اين مؤسسه را تأسيس كرده بودند در دستكاه قضايي هم بودند، آن كارشناسان رسمي ‏دادگستري هم مي‌ترسيدند كه قيمتي تعيين كنند كه به اينها بر بخورد، حتما بايد قيمتي مي‌گفتد كه خوش به حال اينها ‏بشود. زدند 126 ميليارد. در صورتي كه ما معتقديم 600 ميليارد هم بالاتر بود. تازه، 126 ميليارد كه ويلاهايش ‏در شمال را نزده‌اند، اصلا در آمار نياورده‌اند، زمين‌هاي شيرازش را در آمار نياورده‌اند، پول نقد موجود در ‏حسابش را هم در آمار نياورده‌اند، اين طوري به 126 ميليارد واگذاري كردند. ‏
آن آقا نامه نوشتند كه آقاي نعمت زاده: محبت كنيد تخفيف منظور فرماييد. آقاي نعمت‌زاده هم نوشتند 50 درصد ‏تخفيف [خنده حضار] از مال بابايش مي‌خواست ببخشد. دوباره نوشتند كه محبت كنيد تخفيف ديگري منظور ‏بفرماييد. خلاصه پنج بار نامه‌نگاري انجام شده، معدن 126 ميلياردي به 10 ميليارد واگذار شد. بعد از آن دوباره ‏نوشتند كه ما حالا امكان پرداخت اين پول را نداريم، ترتيباتي فراهم نماييد تا امكان پرداخت اين پول براي ما فراهم ‏شود. نوشتند كه 80 درصدش را اقساط بلندمدت و 20 درصد يعني 2 ميلياردش را هم نقدي پرداخت كنيد. گفتند ما ‏آن 2 ميليارد را هم نداريم نقدي بدهيم، ما بررسي كرده‌ايم كه اموال كارخانه لاستيك دنا به اين مقدار مي‌رسد، از ‏شما مهلت مي‌خواهيم كه اينها را بفروشيم تا بتوانيم اين پول را بدهيم. گفتند كه باشد، سفته‌اي ارائه بدهيد به مدت 9 ‏ماه و ما اين را نقد از شما مي‌پذيريم. گفتند آقا پول هم نداريم كه سفته بخريم! نوشت كه آقاي محمدتقي بانكي، ‏مديرعامل سازمان صنايع ملي ايران، 23 ميليون تومان از صندوق سازمان صنايع ملي ايران برداشت كنيد و سفته ‏بخريد، برويد آيت‌الله فلاني و فلاني امضا كنند و كارخانه را تحويلشان بدهيد. و بعد از چند وقت ديديم كه كارخانه ‏هم در بورس فروخته شد و واگذار شد كه به آن پشت پرده‌اي‌هايي كه اينها را هدايت مي‌كنند. اينها آلوده دست آنها ‏شده‌اند، [کساني] مثل آقاي گنجي. نه، آن گنجي سياسي را نمي‌گويم، آن آقاي گنجي [را مي گويم] كه صاحب ‏كارخانه مهرام است و تمام كارخانه‌هاي سرايه‌گذاري بانك ملت و سرمايه‌گذاري‌هاي بانك صادرات و چه و چه. ‏واگذار شد به آنها و رفت، چند ميليارد هم زدند به جيب و رفتند. اين كه عرض كردم لاستيك دنا، مال آقاي يزدي ‏بود - آقاي محمد يزدي رئيس قوه قضاييه - در زمان رياستش و آقاي محمدعلي شرعي نماينده خبرگان استان قم.‏
مجددا آقاي يزدي برمي‌دارد مي نويسد كه جناب آقاي فروزش، حميد ما بيكار است! ترتيبي اتخاذ فرماييد كه از ‏جنگل‌هاي شمال جهت صادرات چوب بهره‌مند گردد. آقاي حميد يزدي، پسر آقاي يزدي، مديركل حوزه رياست قوه ‏قضاييه بود در آن مقطع. و متأسفانه جنگل‌هاي شمال را [اين طوري] به تاراج بردند و رفتند. يعني طوري شده بود ‏كه در اين پرونده من ديدم كه يكسري مردم بيچاره شمال كه حق قانوني‌شان بود، و به اندازه هيزمشان و به اندازه ‏مصرفشان چوب انبار كرده بودند، يا شايد يك خورده بيشتر مصرف كرده بودند يا حتي برده بودند و فروخته بودند ‏يا انبار كرده بودند يا هرچي، [آنها را] گرفته بودند بازداشت و پاسگاه و بگيرد و بنند، كه خانواده شهدا ريخته ‏بودند جلوي زندان. علت آنكه اين پرونده هم ثبت شده بود، اين بود كه كسي به اينها را گفته بود كه آقاي حميد يزدي ‏چطور اينهمه چوب را به تاراج مي‌برد و ما كه يكي دو تا يا چند تا هيزم و چوب برداشت كرده‌ايم، شما ما را به ‏عنوان متهم گرفته‌ايد؟ بعد از آن بود كه ديدند دارد مشكل مي‌شود، آنها را آزاد كردند. اسنادش هست، به موقعش ‏اگر لازم باشد و يك موقع دوستان اطلاعات به ما نگويند كه آقا اسناد محرمانه را چرا به مردم نشان دادي و اينها ‏طبقه‌بندي دارد و چه و چه، اسنادش را هم داريم.‏
آقاي يزدي از اين دست كارها در كارهاي قضايي مي‌كند، حالا يك وقتي بر اثر فشار مردم [عقب نشيني هايي ‏صورت مي گيرد] چطوري است فشار مردم؟ اينطوري [که بالا گفتيم]...‏
هر كارخانه‌اي ضايعات دارد، ضايعات صنعت خودرو يك چيزي نيست كه بريزند بيرون يا بخواهند بازسازي‌اش ‏كنند. مثلا جك آن شكسته يا درش خط افتاده يا چراغش شكسته يا از اين دست چيزها. اينها را قانون مي‌گويد ‏‏"ماشين‌هاي كارشناسي" است و به صورت صفر كيلومتر طبق مزايده به مردم واگذار مي‌شود [...] ‏
ايران خودرو مي‌آيد به دستگاه قضايي اعلام مي‌كند كه ما به همه قاضي‌ها ماشين [کارشناسي] مي‌دهيم، ماشين ‏پرشيا مي‌دهيم و زير قيمت. خب چجوري؟ اين ماشين كارشناسي است، ما هم تشخيص مي‌دهيم كه اينها را 8 ‏تومان، 9 تومان بدهيم. ديديم كه كارخانه ايران خودرو بدون هيچ ضابطه‌اي به قضات قوه قضاييه ماشين پرشيا به ‏نصف قيمت داده، بقيه‌اش را هم به اقساط، خيلي‌ها هم كه ماشين به نامشان شد قسط‌ها را هم نپرداختند. همين بذل و ‏بخشش‌ها باعث شد صداي خيلي‌هاي ديگر در بيايد، از همين نهادها و بنيادها. مثلا "بنياد نهج‌البلاغه"، [که گفتند] ‏‏500 دستگاه به‌اش بدهيد آقا! ديد كه بدش نمي‌آيد، گفت 517 تا ديگر هم بدهيد. بنياد نهج البلاغه كي هست؟ علي ‏اكبر ناطق نوري، حسين دين‌پرور، معزي، عسگراولادي، رفيق دوست... يا مثلا مي‌آيند مي‌دهند به باشگاه ‏پرسپوليس. باشگاه پرسپوليس كيست؟ آقاي عابديني. 2000 دستگاه بهشان بدهيد. بنياد ديگري به نام "همگرايي ‏انديشه"، كيست اين بنياد؟ آقاي فلاحيان، آقاي علم الهدي، آقاي ‏X‏ و ‏Y، تعاوني وزارت كشور، 2000 دستگاه ‏‏[گرفتند آنها هم] ... [يا] صنايع هوافضاي وزارت دفاع، فلان قدر. موشك كروز، فلان قدر. حوصله خواندن ‏همه‌اش را ندارم، يك ليست 30 تايي از اينها هستند كه اين ماشين‌ها را زير قيمت به آنها واگذار كردند. كدام ‏ماشين‌ها؟ ماشين كارشناسي؟ نه، به اسم كارشناسي. شروعش با ماشين كارشناسي وارد شد، بعد ماشين صفر ‏كيلومتر مي‌آوردند مي‌دادند به آقايان، به اسم كارشناسي. جالب است كه آن 9-8 ميليون را هم پول نقد نمي‌گرفتند ‏ها، از دم قسط. باز جالب است بدانيد كه چون اينها هم كار سرشان مي‌شد، دو سه قسط را مي‌دادند و بقيه‌اش را ‏نمي‌دادند.‏
‏[اين طور بود که] مردم صدايشان درآمد، چطوري صدايشان درآمد؟ وقتي كه ماشين‌هاي كارشناسي خواستند به ‏مردم بدهند. ماشين‌هاي ديگر را كه به نام كارشناسي داده‌اند و رفته، چطوري به مردم بگويند ما هنوز ماشين ‏كارشناسي داريم[؟] نمي‌توانند بگويند. حالا ماشين كارشناسي و ماشين خراب را به عنوان صفر به مردم ‏مي‌فروشند. حتما براي بعضي از شماها هم اتفاق افتاده كه ماشين صفر خريده‌ايد، اما هنوز راه نيفتاده‌ايد اتفاقي ‏براي ماشين افتاده. نگاه مي‌كنيد مي‌بينيد داخلش چيزي شكسته يا بدنه‌اش آسيب ديده يا خط افتاده، ولي به آنها، ‏رئيس دفتر آقاي ادبي، رئيس اداره فروش ايران خودرو، در بازرسي كل كشور اعتراف كرده بود كه بله، آقاي ‏ادبي ساعت 8 شب به بنده گفته بود كه اين پرشياي صفر را ببر بده به آقاي ‏X‏ معاون سازمان بازرسي كل كشور. ‏بعد صدايم كرده كه يك برف‌پاك‌كن آن را بشكن، به عنوان ماشين كارشناسي مي‌خواهد بدهد ديگر، يك برف‌پاك‌كن ‏نو هم بگذار در ماشينش.‏
ببينيد با مردم چطوري بازي مي‌كنند. فساد اقتصادي تا كجا، اينقدر جسارت پيدا مي‌كنند، با مردم بازي مي‌كنند، تا ‏هرجا كه دلشان مي‌خواهد. مردم سر و صدايشان درآمد. حدود هزار و سيصد و خورده‌اي از اين ماشين‌ها – که ‏آدمهايش آدمهايي بودند كه پيگير مطالباتشان بودند - مي‌روند شكايت مي‌كنند كه به بازرسي كل كشور. سازمان ‏بازرسي كل كشور مي‌گويد اهه، اين همان‌هاست كه ما گند زده‌ايم، حالا چكارش كنيم، پرونده را نه مي‌توانيم بازش ‏بكنيم، نه مي‌توانيم ببنديمش و بگوييم به ما ربطي ندارد. نمي‌شود، يكي دو تا نيستند كه، حدود هزار وسيد چهارصد ‏تا آدم ريخته‌اند آنجا. مجبور مي‌شوند كه پرونده را ادامه بدهند. آن كارشناس‌هايي كه وسط كار بودند چيزي بهشان ‏نرسيده بود ديگر، نمي‌دانستند كه قصه چيست. آنها پرونده را ادامه مي‌دهند و مي‌روند جلو و نهايتا به جايي ‏مي‌رسد كه همه مسائل رو مي‌شود. تا به جايي مي‌رسند كه پرونده ماستمالي مي‌شود و مي‌رود.‏
من در مقابل شهيد باكري ها و شهيد همت‌ها و شهيد زين‌الدين‌ها و... مجبورم، نمي‌توانم سكوت كنم. [تشويق ‏حضار] آنها رفقاي من بودند... به ما مي‌‌گفتند راه شهدا را ادامه دهيد، امام را هوايش را داشته باشيد، نگذاريد امام ‏تنها شود. ما چطوري مي‌توانيم اينها را ببينيم و ساكت باشيم؟
بخواهم وقت شما را با اين موارد بگيرم، زياد است. مثلا معدن ذغال سنگ طبس، دوازده تا از معادن در استان ‏خراسان توسط آقاي واعظ طبسي. پرونده المكاسب مال پسر آقاي واعظ طبسي [است].‏
اينها همان‌طور كه جناب آقاي احمدي نژاد گفتند در طول 16 سال گذشته، البته نمي‌خواهم بگويم در آن 10 سال ‏اول نبوده، چون شواهد نشان مي‌دهد كه آن موقع هم اتفاقاتي افتاده، ولي عمده اتفاقات در 16 سال دولت آقاي ‏هاشمي و خاتمي بوده، و آقاي احمدي نژاد گفتند اينها در اين 16 شانزده سال يك شبكه مافيايي فاميلي ايجاد كرده‌اند ‏و تنيده‌اند در هم، كه پاره كردن اين شبكه مفاسد خيلي سخت شده است.‏
از هر زاويه اي بخواهيم به مفاسد اقتصادي بنگريم مصيبت بيشتري را خواهيم ديد. اما رئيس جمهور در برخورد ‏با مفاسد اقتصادي با هيچ كس تعارف ندارد. وقتي گزارش‌هايي مبني بر تخلف برادر ريس جمهور به عنوان ‏بازرس ويژه به رئيس جمهور مي رسد، احمدي نژاد فوراً او را بركنار مي‌كند كه بعداً مشخص مي‌شود اين ‏گزارش‌ها بي‌پايه و اساس بوده است، كه اين اقدام رئيس‌جمهور مي تواند امتياز بزرگي براي ملت ايران باشد.‏
احمدي نژاد مي خواهد دست مفاسد اقتصادي را از امكانات دولتي كوتاه كند. در حال حاضر دولت به تنهايي به ‏مبارزه مفاسد اقتصادي برخاسته و هيچ كس دولت را حمايت نمي كند.‏
در پرونده قاچاق كالا از فرودگاه پيام، قاچاقچي بزرگ فرودگاه پيام هزار و صد پرونده قاچاق كالا دارد، اما هنوز ‏موفق به بازداشتش نمي‌شويم، چرا كه تحت‌الحمايه آقاي ناطق نوري است. در مورد سلطان شكر و مافياي شكر هم ‏بايد بگويم كه آقاي مدلل، داماد يكي از علماي بزرگ بوده است. مدلل با همكاري شخصي به نام محمدرضا يوسفي ‏اقدام به اين كار مي‌كردند كه پس از رو شدن فعاليتشان حاضر شده بودند 700 ميليارد تومان براي مختومه شدن ‏اين پرونده بپردازند.‏
در مورد قاچاق سيگار، اساسا توليد و قاچاق سيگار توليد توتون ايران را فلج كرده و كارگران اين كارخانه‌ها را ‏بيكار كرده. ‏
‏[در پاسخ به سؤالي درباره سقوط هواپيماي شهيد كاظمي] اين پرونده را من بررسي نكرده‌ام، اما طبق آنچه از ‏شواهد پيداست، مي‌توان ماجرا را عمدي داشت و دست يكي از سران وقت سپاه در آن دخيل بود. ما دو سقوط ‏هواپيما داشتيم. يكي شهيد كاظمي و ديگري شهيد دادمان. در مورد دادمان ماجرا عمدي بود، پرونده‌اي هزار ‏صفحه‌اي اين را مي‌گويد.‏
البته تصادف و كشته شدن كريمي وزير دادگستري سابق يك حادثه طبيعي بود. كريمي از جمله كساني بود كه در ‏مبارزه با مفاسد جدي بود اما در بعضي موارد خيلي زياده‌روي مي‌كرد، به طوري كه در قضيه خاك سرخ جزيره ‏هرمز بدون دليل معدن را متوقف كرد به خاطر اينكه اعلام كردند اين معدن وابسته به آيت الله خزعلي است كه ‏مشخص شد چنين چيزي در كار نيست.‏
درباره مفاسد اقتصادي آقاي هاشمي رفسنجاني و خانواده‌اش هم، آن قدر مفاسد اقتصادي اين خانواده زياد است كه ‏اصلاً قابل گفتن نيست. اما يكي از مفاسد اقتصادي اين خانواده كه ميلياردها دلار [بوده] از محل عدم پرداخت ‏عوارض به دولت [بوده و] پول را بالا كشيدند، واردات خودروي دِوو بود. يك سوم جزيره كيش، پارك جنگلي در ‏شمال [؟] را هم بايد از ديگر مفاسد اقتصادي خانواده هاشمي بيان كرد.‏
در حال حاضر اسطبل اسب هاي دختر هاشمي فقط روزي 100 هزار تومان پول هندوانه‌هايي است كه براي ‏اسب‌ها مي ريزند. شركت نفتي اين خانواده به همراه عمه خانم يعني خواهر هاشمي در كانادا هم كه ديگر قابل ‏گفتن نيست.‏
پسر وسطي هاشمي به نام مهدي كه در سازمان مديريت بهينه سوخت مديريت مي‌كرد، با استخدام زيباترين ‏دختران از آنها چه سوء استفاده‌هايي كه نمي‌كرد و بعداً كه فيلم از اتاق او كشف شد عمق كثيف‌كاري‌هاي او مشخص شد....
Thursday, June 26, 2008
عبدالقدیرخان ایران هم معرفی شد
در تازه ترین ادعای رسانه های غربی پیرامون برنامه هسته ای ایران نشریه انگلیسی ساندی تایمز به استناد اسناد بدست آمده از یک رایانه لپ تاپ مدعی شد: "یک افسر سپاه پاسداران و استاد دانشگاه امام حسین تهران به عنوان «پدر برنامه هسته ای نظامی ایران» معرفی شده است!"
این نشریه ادعا کرد: "سرویس های اطلاعاتی غرب معتقدند ایران در صدد تولید یک کلاهک هسته ای با توان نابودسازی هر شهری در خاورمیانه است که مسوولیت این برنامه بر عهده محسن فخری زاده مهابادی، مدرس فیزیک دانشگاه امام حسین تهران، قرار دارد و از این رو می توان وی را پدر تولید کلاهک اتمی ایران نامید!"
ساندی تایمز که به جوسازی علیه ایران و انتشار اخباری ضد و نقیض به نقل از مقامات به اصطلاح آگاه شهرت دارد، از فخری زاده به عنوان «معادل ایرانی عبدالقدیرخان»، دانشمند و پدر بمب اتمی پاکستان یاد کرد و نوشت: "شورای مقاومت ملی - ائتلافی متشکل از گروه های مخالف رژیم و بازوی سیاسی گروه تروریستی منافقین - پیشتر برای اولین بار نقش فخری زاده 47 ساله را به عنوان یکی از شخصیت های برجسته در برنامه هسته ای ایران افشا کرد."
این گزارش مدعی است: "نمایندگان آژانس بین المللی انرژی اتمی ماه گذشته به اطلاعاتی شامل اسناد بدست آمده از رایانه لپ تاپ یک فرد ایرانی دست یافتند که در آن نام فخری زاده در صدر یک فهرست از اسامی افراد مسوول در تولید کلاهک هسته ای به چشم می خورد و همچنین وی به عنوان مسوول تنظیم بودجه های تحقیقاتی و هماهنگی کار دانشمندان پروژه 111 نامیده شده بود."
به ادعای ساندی تایمز این اطلاعات مهر تاییدی بر نظریات گذشته است که عنوان می کند فخری زاده مدیریت طرحی با عنوان "پروژه 111" به منظور تولید یک کلاهک هسته ای با توان انفجار در ارتفاع 2 هزار فوتی و تخریب یک منطقه وسیع را برعهده دارد.
این نشریه انگلیسی در ادامه مدعی شد: " اطلاعات مندرج در لپ تاپ یادشده که در اختیار سرویس های اطلاعاتی آمریکا و سپس آژانس انرژی هسته ای قرار گرفت نشان می دهد این کلاهک متناسب با موشک شهاب 3 ایران طراحی شده است."
این گزارش می افزاید: "نام فخری زاده پیشتر در قطعنامه های شورای امنیت علیه برنامه هسته ای ایران به عنوان فردی آورده شده بود که آژانس خواهان مصاحبه با وی در خصوص برنامه هسته ای است و به رغم درخواست های مکرر این نهاد بین المللی، دولت ایران اجازه مصاحبه را نمی دهد."
ساندی تایمز در پایان به گزارش نهادهای اطلاعاتی آمریکا در دسامبر گذشته که از توقف وجه نظامی برنامه هسته ای ایران در سال 2003 خبر داده بود اشاره کرد و نوشت: "هرچند برخی شواهد حاکی از توقف این برنامه پس از تهاجم نظامی به عراق است اما تعدادی از کارشناسان معتقدند برنامه تولید سلاح اتمی از سر گرفته شده است."
سیمون اسمیت نماینده دائمی انگلیس در آژانس انرژی هسته ای در این خصوص گفت: "یقینا برخی تاریخ هایی که دبیرخانه آژانس ارائه کرده به بعد از سال 2003 برمی گردد."

در پی گزارش اخیر البرادعی که حاکی از عدم انحراف ایران به سمت تولید سلاح های هسته ای است رسانه های غربی تلاش های خود را برای خبرسازی به منظور متهم کردن ایران به نقض مقررات آژانس اتمی تشدید کرده اند که خبر ساندی تایمز را می توان از آن جمله دانست. پیشتر نیز شانزده نهاد اطلاعاتی آمریکا رسما اعلام کرده اند ایران در صدد ساخت سلاح هسته ای نیست.
Monday, June 16, 2008
دانشگاه زنجان در التهابی بی سابقه


در حالی که پایگاه های خبری رسمی سکوت سنگینی پیش گرفته اند، خبر موثق دریافتی از دانشگاه زنجان حاکیست از شب گذشته به دنبال متهم شدن یکی از معاونان این دانشگاه به تصمیم به برقراری ارتباط نامشروع اجباری با یکی ازدانشجویان دانشگاه، این دانشگاه در التهابی بی سابقه به سر می برد.
بنا به نوشته "خبرنامه امیرکبیر"، "دکتر حسن مددی، عکس بالا، از اساتید گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه زنجان و معاون دانشجویی دانشگاه زنجان، پس از آنکه یکی از دانشجویان دختر دانشگاه زنجان به کمیته انضباطی احضار شده بود، او را تحت فشار قرار داده بود تا به خواسته های بی شرمانه وی تن دهد. ساعت هفت بعد از ظهر روز گذشته این دانشجوی دختر در حالی که یک ضبط صوت نیز با خود به همراه داشت، با معاون دانشجویی در دفتر وی قرار گذاشت و هنگامی که معاون دانشگاه برای انجام این عمل ننگ آور در حال درآوردن پیراهنش بود، دانشجویان به دفتر وی یورش برده و ضمن جلوگیری از این عمل شرم آور از این اقدام فیلمبردای و پس از آن اقدام به برگزاری تجمع اعتراضی کردند. به دنبال افشای این مساله و تهدیدات معاون دانشجویی دانشگاه زنجان، بیش از ۳۰۰۰ نفر از دانشجویان شب گذشته تجمع کرده و خواستار استعفای دکتر مددی معاونت دانشجویی، و دکتر نداف، رئیس دانشگاه زنجان شدند. مددی پیش از این نیز از سال ۱۳۷۴ تا ۱۳۷۶ ریاست دانشکده ادبیات دانشگاه زنجان را بر عهده داشته است".
خبر دریافتی حاکیست که امروز رییس دانشگاه توسط دانشجویان مضروب شده و دانشجویان طی شب گذشته اقدام به شکستن شیشه های دانشگاه کرده اند. دانشجویان همچنین از کارمندان دانشگاه خواسته اند محل کار خود را ترک کنند و احتمال این که خسارت وارده به دانشگاه طی ساعات آینده گسترش یابد، بالاست. امتحانات کلا لغو و دانشگاه عملا تعطیل شده است. در عین حال یک منبع خبری دیگر اعلام کرد که انتشار این خبر با توجه به سوابق دکتر مددی، همه را متحیر کرده است. خبر دیگری حاکیست فیلم تهیه شده توسط دانشجویان از طریق بلوتوث در حال انتشار می باشد
گفتنی است دانشگاه زنجان به عنوان قدیمی ترین مرکز آموزش عالی استان زنجان در کیلومتر شش جاده زنجان به تبریز واقع شده است و انجمن اسلامی این دانشگاه که چند روز قبل به طور غیرمنتظره ای لغو مجوز شد، فعالترین تشکل مستقل دانشجویی استان می باشد. مجوز این انجمن پس از دعوت به سخنرانی از وزیر کشور دولت اصلاحات، موسوی لاری، لغو شده است.
حقوق متن‌های نوشته‌شده در این وبلاگ برای نویسنده محفوظ‌ند